تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
خود چنان شادى يى به خاطر نداريم ، و خداوند دشمن او را نابود و او را بر سرزمين خود مسلط كرد و حكومت حبشه براى نجاشى استوار شد . و ما پيش او در بهترين حال بوديم تا آن گاه كه به مكه و حضور پيامبر ( ص ) برگشتيم . از عبد الله بن جعفر بن محمد عليه السلام روايت شده كه گفته است عمرو عاص نسبت به عموى ما جعفر بن ابى طالب در سرزمين حبشه در حضور نجاشى و بسيارى از رعيت او انواع كيد و مكر را معمول داشت و خداوند به لطف خويش آنها را از او بر طرف فرمود . عمرو ، جعفر را به قتل و دزدى و زناكارى متهم كرد . اما هيچيك از اين عيوب به او نمى چسبيد كه مردم حبشه پاكى و پاكيزگى و عبادت و پارسايى و چهره پيامبرى را در او مى ديدند ، و چون شمشير اتهام او از صفات پاكيزه جعفر كندى گرفت عمرو ، زهرى فراهم ساخت و در خوراك جعفر آميخت و خداوند گربه‌يى را فرستاد كه آن ظرف غذا را در همان حال كه جعفر دست دراز كرده بود تا از آن بخورد باژگونه كرد و چون گربه اندكى از آن خورد همان دم مرد و حيله و مكر عمرو عاص براى جعفر روشن شد و پس از آن در خانه عمرو غذا نخورد . آرى پسر شتر كش و قصاب همواره دشمن خاندان ما بوده است .

كار عمرو عاص در جنگ صفين

داستان عمرو در جنگ صفين و اينكه براى محفوظ ماندن از حمله على ( ع ) خود را بر زمين افكند و عورت خود را برهنه و آشكار ساخت چنان معروف است كه هر كس در سيره و به خصوص درباره جنگ صفين كتابى نوشته آن را آورده است . نصر بن مزاحم در كتاب صفين مى گويد : محمد بن اسحاق ، از عبد الله بن - ابى عمرو و از عبد الرحمان بن حاطب نقل مى كرد كه عمرو بن عاص از دشمنان حارث بن نضر خثعمى بود كه از ياران على عليه السلام بود ، و همه شجاعان و سواركاران