آرى اگر او را به چنگ مى آوردند كشته شده بود » . معاويه گفت : اين سخنان اقرار [ به ستم كشيدن ] است غيرتمندان كجايند مروان پرسيد : كدام غيرتمندان را مى خواهى . گفت : غيرتمندانى كه على را با نيزههاى خود فرو كوبند . مروان گفت : اى معاويه به خدا سوگند ، ترا چنين مى بينم كه ژاژ مى خايى يا شوخى مى كنى ، و چنين مى بينم كه وجود ما بر تو سنگينى مىكند .
ابن عقبه همچنين سرود : « معاوية بن حرب به ما مى گويد : آيا ميان شما كسى نيست كه خون هدر شده را [ با كوشش ] مطالبه كند و با نيزه بر ابو الحسن على حمله برد . . . » تا آنجا كه با تمسخر مى گويد : « فقط عمرو عاص به او حمله كرد كه او را هم بيضههايش حفظ كرد در حالى كه دلش از بيم على مى تپيد » .
عمرو عاص خشمگين شد و گفت : اگر وليد در سخن خود راست مى گويد با على روياروى شود يا جايى كه صداى او را بشنود بايستيد ، و ابيات زير را سرود : « وليد موضوع فراخواندن على را به جنگ به ياد من مى آورد ، سخن گفتن او هم آكنده از بيم است . هرگاه رويارويى هاى او را قريش به خاطر مى آورد از ترس او قلب استوار و محكم به لرزه مى آيد . بنابراين ، معاوية بن حرب و وليد كجا مى توانند با او روياروى شوند . . . » ابو عمر بن عبد البر در كتاب الاستيعاب ضمن شرح حال بسر بن ارطاة مى نويسد : بسر از دلاوران سركش و در جنگ صفين همراه معاويه بود . معاويه به او فرمان داد با على عليه السلام جنگ كند و به او گفت : شنيدهام آرزوى رويارويى با على دارى ، اگر خداوندت بر او چيره گرداند و او را از پاى درآورى بر خير دنيا و آخرت دست خواهى يافت . و همواره او را بر آن كار تشجيع و تشويق مى كرد ، تا آنكه بسر در جنگ على را ديد و آهنگ او كرد و روياروى قرار گرفتند .
على عليه السلام او را بر زمين افكند و بسر همان كارى را كه عمرو عاص كرده بود انجام داد و عورت خود را برهنه و آشكار كرد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٣٣