تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
رو در رو به مصاف امير المومنين مى رفت ، آن شير ژيان با شمشير برنده‌اش با او درمى آويخت و شرنگ [ مرگ ] را به كام او فرو مى ريخت و او را به وليد و عتبه و حنظله ملحق مى ساخت و با اينكه هر يك از ايشان از ابن ملجم سركش تر و استوارتر بودند على عليه السلام با شمشير فرق سرشان را شكافت و سراپايشان را آغشته به خون كرد و با پاره‌هاى تن آنان از گرگها پذيرايى كرد و ميان آنان و دوستانشان جدايى افكند « آنان آتشگيرهء دوزخ اند و وارد شوندگان در آن » ، « آيا از آنان هيچ كس را مى يا بى يا آوايى از ايشان مى شنوى » بنابراين ، اگر على عليه السلام غافلگير و كشته شد ننگ و عارى بر او نيست و ما همان گونه‌ايم كه دريد بن صمه گفته است : « ما بدون آنكه كراهتى داشته باشيم ، يا خوراك شمشير واقع مى شويم يا به شمشير خود بدون آنكه جاى تعجب باشد گوشت مى خورانيم . آرى كسانى كه خونخواه هستند بر ما حمله مى آورند ، اگر كشته شويم آنان آرامش مى يابند و گاه ما براى خون خود حمله مى كنيم . » در اين هنگام مغيرة بن شعبه گفت : همانا به خدا سوگند ، با خيرخواهى على را نصيحت كردم ولى او انديشهء خود را برگزيد و تندروى كرد و سرانجام كار به زيان او بود نه سودش . چنين گمان مى كنم كه بازماندگان او نيز راه او را مى روند . ابن عباس گفت : به خدا سوگند ، امير المومنين عليه السلام به رأى پسنديده و و موارد دور انديشى و چگونگى انجام كارها داناتر از اين بود كه رايزنى ترا بپذيرد . آن هم در موردى كه خداوند او را از آن كار منع فرموده و سخت گرفته است . خداوند متعال مى فرمايد : « گروهى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده‌اند چنان نمى يا بى كه كسانى را كه با خدا و رسولش ستيز كرده‌اند دوست خود بگيرند » وانگهى خود امير المومنين ترا به آيه ديگر و برهانى روشن آگاه فرمود و براى تو اين آيه را
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 320 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى