انصار گفتند : اميرى از ما و اميرى از شما . عمر دست ابو بكر را گرفت و گفت : دو شمشير در نيامى نگنجد و در اين صورت كار هيچيك از آن دو امير به صلاح نمى - انجامد . سپس گفت : براى چه كسى اين سه خصلت جمع است نخست اينكه خداوند فرموده است « آن دومى آن دو تن ، هنگامى كه در غار بودند » آن دو نفر كيستند « هنگامى كه به يار خود گفت : اندوهگين مباش » يار پيامبر چه كسى است « همانا خداوند با ماست » يعنى با چه كسى سپس دست خود را به سوى ابو بكر گشود و با او بيعت كرد و مردم بهترين و پسنديدهترين بيعت را با او كردند .
جوهرى مى گويد : احمد بن عبد الجبار عطاردى ، از ابو بكر بن عياش ، از زيد بن عبد الله نقل مىكند كه مى گفته است : خداوند متعال بر دلهاى بندگان نگريست و دل محمد ( ص ) را بهترين دل بندگان يافت . او را براى خود برگزيد و به پيامبرى خويش مبعوث فرمود . سپس بر دلهاى امتها نگريست و دلهاى ياران محمد ( ص ) را بهترين دلهاى بندگان ديد و آنان را وزيران پيامبر خويش قرار داد و آنان براى دين او جنگ كردند . بنابراين آنچه را كه مسلمانان پسنديده بدانند ، در پيشگاه خداوند پسنديده است و آنچه را آنان ناپسند بدانند در پيشگاه خداوند ناپسند است . ابو بكر بن عياش مى گويد : و چون مسلمانان مصلحت ديدند پس از پيامبر ( ص ) ابو بكر را حاكم خود قرار دهند ، بنابراين ، ولايت و حكومت او پسنديده است . جوهرى مى گويد : يعقوب بن شيبه براى ما نقل كرد كه چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود و انصار گفتند : « بايد اميرى از ما و اميرى از شما باشد . » عمر گفت : اى مردم كداميك از شما راضى مىشود كه بر دو قدمى كه پيامبر ( ص ) آن دو قدم را براى نماز مقدم داشته است پيشى بگيرد سپس به ابو بكر گفت : خداوند براى دين ما ترا پسنديده است ، آيا ما تو را براى دنياى خود نپسنديم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٧٣