تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
يزيد بن ابى سفيان هم سخن گفت و چنين اظهار داشت : اى پسر عقبه انصار سزاوارترند كه براى كشته شدگان جنگ احد خشم بگيرند . زبان خود را نگهدار زيرا كسى را كه حق كشته است برايش نبايد خشم گرفت . ضرار بن خطاب هم گفت : به خدا سوگند اگر چنين نبود كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « پيشوايان از قريش هستند » ما مى گفتيم پيشوايان بايد از انصار باشند ، ولى دستور و فرمانى رسيده است كه بر رأى و انديشه غالب است . اينك حرص و آز خود را سركوب كن و مرد بد نيتى مباش كه خداوند متعال در اين جهان فرقى ميان انصار و مهاجران نگذاشته است و در آن جهان هم آنان را از يكديگر پراكنده نخواهد كرد . در اين هنگام حسان بن ثابت در حالى كه از سخن و شعر وليد بن عقبه خشمگين بود وارد مسجد شد . گروهى از قريش در مسجد بودند . حسان گفت : اى گروه قريش بزرگترين گناه ما در نظر شما اين است كه كافران شما را كشته‌ايم و از رسول خدا ( ص ) حمايت كرده‌ايم و اگر از منتى كه در گذشته بر شما نهاده‌ايم خشمگين هستيد اينك خداوند شر آن را كفايت فرموده است . بنابراين ما و شما را چه مىشود به خدا سوگند چنين نيست كه بيم و ترس ما را از جنگ با شما باز - دارد يا گولى و كم فهمى ما را از پاسخ دادن به شما مانع باشد كه ما قبيله‌يى فعال و سخن آوريم ، ولى انديشيديم و ديديم اين جنگى است كه آغاز آن ننگ و پايان آن زبونى است . به اين جهت چشمپوشى كرديم و دامن بر چيديم تا بينديشيم و بينديشيد . اينك اگر سخنى بگوييد پاسخ مى دهيم و اگر سكوت كنيد سكوت مى كنيم . هيچكس از قريش به او پاسخ نداد و هر گروه از پاسخگويى و ستيزه‌جويى خوددارى كرد و همگان راضى شدند و مخالفت و تعصب تمام شد . آنچه زبير بن به كار در كتاب الموفقيات گفته است پايان يافت و اينك به آنچه كه ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب السقيفة آورده است برمى گرديم . جوهرى مى گويد : ابو يوسف يعقوب بن شيبة ، از بحر بن آدم ، از قول رجال او ، از سالم بن عبيد نقل مىكند كه مى گفته است : چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 172 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى