تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
تسليت داده است اشاره به اين گفتار رسول خدا ( ص ) است كه به انصار فرمود : « به زودى پس از من سختى و گرفتارى خواهيد ديد . صبر كنيد تا كنار حوض پيش من آييد » . و اين همان خبرى است كه گروه بسيارى از ياران معتزلى ما معاويه را بدان سبب كه به آن استهزاء كرده است تكفير مى كنند . و چنين بود كه نعمان بن بشير انصارى همراه گروهى از انصار پيش معاويه آمدند و از فقر و تنگدستى خود به او شكايت آوردند و گفتند : همانا به تحقيق پيامبر ( ص ) راست فرمود كه به ما گفت : « به زودى پس از من سختى و گرفتارى خواهيد ديد » و ما اينك به آن رسيده‌ايم . معاويه به ريشخند پرسيد : ديگر چه چيزى براى شما گفت گفتند : به ما فرمود : « صبر كنيد تا كنار حوض كوثر پيش من آييد » . معاويه گفت : همان گونه كه گفته است عمل كنيد ، شايد فردا كنار حوض او را ملاقات كنيد و همانگونه باشد كه به شما خبر داده است . و معاويه ايشان را محروم كرد و چيزى به آنان نداد . زبير بن به كار مى گويد : خالد بن سعيد بن عاص در مورد سخنان عمرو عاص ابيات زير را سروده است : « عمرو سخنانى بر زبان آورد كه ما آن را نخواسته‌ايم و كينه و خشم خود را در مورد انصار تصريح كرده است . بر فرض كه انصار لغزشى داشته باشند ما از آن در مى گذريم و هرگز بدى آنان را با بدى پاداش نمى دهيم . اى عمرو رشتهء محبت ميان ما و انصار را گسسته مكن و برخى را بر برخى مشوران . . . » زبير بن به كار مى گويد : پس از آن گروهى از سفلگان و فتنه‌انگيزان قريش نزد عمرو عاص جمع شدند و به او گفتند : تو سخنگوى قريش و مرد ايشان در دورهء جاهلى و اسلام بوده‌اى ، مگذار انصار هر چه مى خواهند بگويند . و چون از اين سخنان با او بسيار گفتند به مسجد رفت . گروهى از قريش و افراد ديگر در مسجد حاضر بودند . عمرو عاص چنين گفت : انصار چيزى را كه از آنان نيست براى خود فرض و تصور مى كنند و به خدا سوگند ، دوست مى داشتم خداوند ميان ما و ايشان را آزاد مى گذاشت و به هر چه دوست مى داشت ميان ما و ايشان حكم مى فرمود . البته خود ما بوديم كه خويشتن را تباه كرديم و آنان را از هر مكروهى پاسدارى كرديم و براى هر چيز مطلوبى آنان را مقدم داشتيم ، آنچنان كه از بيم و هراس ايمنى يافتند و هنگامى كه آن چنان شدند حق ما را كوچك شمردند و پاس احترامى را