خود رنجاندى و مصيبت زده و اندوهگين ساختى و با به كشتن دادن عمارة بن وليد ، خاندان مخزوم را مصيبت زده كردى . و برگشت و اين ابيات را سرود : « به قريش بگو ما آنانيم كه مكه را گشوديم و سواركاران جنگهاى حنين و بدر و احد و بنى نضير و خيبريم و ماييم كه از جنگ بنى قريظه با آوازه برگشتيم . . . » و چون سخن و شعر نعمان بن عجلان به اطلاع قريش رسيد ، گروهى بسيار از ايشان خشمگين شدند و اين موضوع مصادف شد با برگشتن خالد بن سعيد بن عاص از يمن .
خالد بن سعيد را پيامبر ( ص ) به كارگزارى يمن منصوب فرموده بود و او و برادرش را در اسلام منزلتى بزرگ است و آن دو از نخستين كسان قريشند كه مسلمان شدهاند و معروف به عبادت و فضل بودهاند . خالد بن سعيد به پاس انصار خشم گرفت و عمرو عاص را دشنام داد و گفت : اى گروه قريش عمرو عاص هنگامى وارد اسلام شد كه چارهاى جز آن نداشت و چون نتوانست با دست و قدرت خود نسبت به اسلام حيله سازى كند . اينك با زبان خود حيله سازى مىكند و از جمله مكرهاى او نسبت به اسلام اين است كه ميان مهاجران و انصار تفرقه بيندازد . به خدا سوگند كه ما با آنان نه براى دين و نه براى دنيا جنگ نكرديم ، بلكه ايشان بودند كه در راه خداوند متعال براى حفظ ما و ميان ما خونهاى خويش را بذل و بخشش كردند و حال آن كه ما در مورد ايشان چنين كارى نكرديم . آنان اموال و خانههاى خود را در راه خدا با ما تقسيم كردند و ما چنين كارى نسبت به ايشان نكرديم . آنان با آن كه فقير بودند نسبت به ما ايثار كردند و ما با توانگرى ايشان را محروم ساختيم و پيامبر ( ص ) در مورد ايشان سفارش و وصيت فرمود و آنان را از جفاى حكومت تسليت داد و امر به آرامش فرمود . به خدا پناه مى برم كه من و شما اخلاف تبهكار و حكومت جنايتكار باشيم .
مى گويم [ ابن ابى الحديد ] : اين سعيد بن عاص همان است كه از بيعت با ابو بكر خوددارى كرد و گفت : جز با على با كس ديگرى بيعت نمى كنم و ما خبر او را در گذشته آوردهايم . اما سخن او كه درباره انصار گفته است كه پيامبر ( ص ) آنان را از جور حكومت
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٦