تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
است و از نادانى سرچشمه مى گيرد . . . » . فروة بن عمرو از كسانى است كه از بيعت با ابو بكر خوددارى كرده بود . او از كسانى بود كه در ركاب پيامبر ( ص ) جهاد كرد و در راه خدا همواره دو اسب يدك مى كشيد و همه ساله از حاصل نخلستانهاى خود هزار شتر بار خرما زكات و صدقه مى پرداخت و از سروران محترم بود . او از ياران على عليه السلام و در جنگ جمل همراه او بود . فروه در مورد سخن معن و عويم كه گفته بودند : « قومى را پشت سر نهاده‌ايم كه به سبب فتنه انگيزى ريختن خون ايشان حلال است » با سرودن ابيات زير آن دو را نكوهش كرده است : « هان چون پيش معن و آن ديگرى كه شيخ او پدرش ساعده است رفتى به آن دو بگو سخنى كه شما گفتيد براى ما سبك و بى ارزش است . . . » زبير بن به كار مى گويد : سرانجام انصار ميان اين دو مرد و ياران ايشان را صلح دادند . پس از آن و بعد از منصرف شدن انصار از ادعاى خود و آرام شدن فتنه ، روزى جماعتى از قريش همراه تنى چند از انصار و گروههاى مختلف مهاجران نشسته بودند ، قضا را عمرو بن عاص از سفرى كه رفته بود برگشته بود و آمد و ميان ايشان نشست . سخن درباره روز سقيفه و ادعاى سعد بن عباده براى حكومت شد . عمرو عاص گفت : به خدا سوگند كه خداوند بلاى بزرگى را كه انصار براى ما فراهم آورده بودند از ما مرتفع كرد ، هر چند كه بلايى كه از خود ايشان مرتفع نمود بزرگتر بود ، و به خدا سوگند نزديك بود آنان رشته اسلام را كه خود براى استوارى آن جنگ كرده‌اند از هم بگسلند و كسانى را كه خود به اسلام درآورده‌اند از آن بيرون كشند . به خدا سوگند اگر اين سخن پيامبر ( ص ) را كه فرمود : « پيشوايان از قريشند » شنيده باشند و با وجود آن چنان ادعايى كرده باشند كه بدون ترديد هلاك شده‌اند و ديگران را هم به هلاكت افكنده‌اند و بر فرض كه آن را نشنيده باشند ، ايشان همچون مهاجران نيستند و سعد بن - عباده به اهميت ابو بكر نيست و مدينه همتاى مكه نمى باشد . آرى آنان در گذشته با ما