تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
را براى ايشان بيندوز . آن گاه عمار حركت كرد . يارانش نيز همراهش بودند و چون نزديك عمرو عاص رسيد به او گفت : اى عمرو دين خود را به [ حكومت ] مصر فروختى ، نكبت و بدبختى بهرهء تو باد كه چه بسيار و از دير باز براى اسلام كژى مى خواسته‌اى . عمار سپس عرضه داشت : پروردگارا تو خود مى دانى كه اگر بدانم خشنودى تو در اين است كه خود را در اين دريا افكنم ، خواهم افكند . خدايا تو خود مى دانى كه اگر بدانم رضاى تو در اين است كه سر شمشيرم را بر شكم خويش نهم و بر آن تكيه دهم تا از پشتم بيرون آيد ، چنان خواهم كرد . پروردگارا من بر طبق آنچه كه خود به ما آموخته‌اى مى دانم كه امروز هيچ كارى بهتر از جهاد با اين گروه تبهكار نيست كه انجام دهم و اگر بدانم كارى ديگر موجب رضايت تو است آن را انجام خواهم داد . نصر مى گويد : عمرو بن سعيد از شعبى براى من نقل كرد كه مى گفته است : عمار بن ياسر ، عبد الله بن عمرو عاص را ندا داد و گفت : دين خودت را به دنيا فروختى آن هم به خواسته دشمن خدا و اسلام ( معاوية ) ، و خواسته و هوس پدر تبهكارت را برگزيدى . گفت : چنين نيست كه من خون عثمان شهيد مظلوم را مى طلبم . عمار گفت : هرگز چنين نيست . با اطلاع و علمى كه درباره تو دارم گواهى مى دهم كه با هيچيك از كارهاى خود رضاى خداوند را طلب نمى كنى و بدان كه اگر امروز كشته نشوى فردا خواهى مرد و بنگر در آن هنگام كه خداوند بندگان را طبق نيت ايشان پاداش مىدهد ، نيت تو چيست ابن ديزيل در كتاب صفين خود ، از صيف ضبى نقل مىكند كه مى گفته است : از صعب بن حكيم بن شريك بن نملة محاربى شنيدم كه از قول نياى خود شريك نقل مى كرد كه مى گفته است : روزهاى صفين عراقيان و شاميان جنگ مى كردند و از جايگاه خود دور مى شدند و تا گرد و خاك فرو نمى نشست كسى نمى توانست به جايگاه خود برگردد . روزى همان گونه جنگ كردند و از جايگاه خود دور شدند ، چون گرد و خاك فرو نشست ناگاه ديدم على ( ع ) زير پرچمهاى ما - يعنى بنى محارب -