به آنان گفت : اى گروه ربيعه اگر به على آسيبى برسد در حالى كه يك تن از شما زنده باشد براى شما نزد اعراب عذرى باقى نخواهد بود . بنابراين امروز از او دفاع كنيد و با دشمن خود مردانه روياروى شويد و اين ستايش زندگى است كه به دست خواهيد آورد . افراد ربيعه همپيمان شدند و سوگند استوار خوردند ، و هفت - هزار تن متعهد شدند كه هيچيك از ايشان پشت سر خود ننگرد تا همگان به خرگاه معاويه برسند و آن روز چنان جنگ سختى كردند كه پيش از آن نكرده بودند ، و آهنگ خيمه و خرگاه معاويه نمودند . او همين كه ديد ايشان پيشروى مى كنند اين بيت را خواند : « چون مى گويم قبيله ربيعه پشت به جنگ كرد ، فوجهايى از آن همچون كوههاى استوار رو به ميدان مى آورد » .
سپس به عمرو عاص گفت : چه صلاح مى بينى گفت : عقيدهام اين است كه نسبت به داييهاى من امروز بزهكارى نكنى . معاويه برخاست و سراپرده و بارگاه خود را خالى كرد و در حال گريز به سراپردههايى كه پشت سر مردم و جبهه بود پناه برد . مردم ربيعه سراپرده و بارگاه او را غارت كردند . معاويه به خالد بن معمر پيام فرستاد : تو پيروز شدى و اگر اين پيروزى را ناتمام بگذارى حكومت خراسان از تو خواهد بود . و خالد جنگ را متوقف ساخت و به افراد ربيعه گفت : شما سوگند خود را برآورديد و كافى است . چون سال جماعت فرا رسيد و مردم با معاويه بيعت كردند خالد را به حكومت خراسان گماشت و او را به آن سامان گسيل داشت و خالد پيش از آنكه به خراسان برسد درگذشت . نصر مى گويد : در روايت عمر بن سعد چنين آمده است : كه على عليه السلام پس از آنكه با ياران خود نماز صبح گزارد آهنگ دشمن كرد و چون او را ديدند كه بيرون آمد ، آنان هم با حمله خود به استقبال او آمدند و جنگى سخت كردند . آن گاه سواران شامى به سواران عراقى حمله كردند و راه را بر حدود هزار تن - يا بيشتر - از ياران على بستند و آنان را محاصره كردند و ميان ايشان و يارانشان حائل شدند
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٢