است . اين مرد در جنگ صفين همراه على عليه السلام و سالار قبيله حنيفه بود .
عبيد الله بن عمر بر صف آنان حمله برد و چنين رجز مى خواند : « من عبيد الله پرورده عمرم كه از همه گذشتگان و در خاك آرميدگان قريش جز پيامبر خدا و آن پير مرد سپيده چهره بهتر است . . . » حريث بن جابر حنفى بر او حمله كرد و چنين مى گفت : « قبيله ربيعه به يارى حق شتافت و حق آيين اوست . . . » .
و نيزه بر عبيد الله زد و او را كشت .
نصر گويد : كعب بن جعيل تغلبى كه شاعر شاميان بوده است ، عبيد الله عمر را با اين ابيات مرثيه گفته است : « هان كه بايد چشم ها بر جوانمردى بگريد كه در صفين سوارانش رفتند و او ايستاده بود . به جاى همسرش ، اسماء ، شمشيرهاى وائل را در آغوش گرفت .
چه جوانمردى بود . كاش تيرهاى كشنده نسبت به او خطا مى كرد . . . » مى گويم [ ابن ابى الحديد ] : اين شعر را كعب بن جعيل پس از برافراشتن قرآنها و حكميت سروده و به عادت شاعران ، موضوعات گذشته را كه در آن جنگ اتفاق افتاده بوده است تذكر داده است . ضمير جمع مونث « هن » كه در اين شعر آمده است به زنان عبيد الله برمى گردد . اسماء دختر عطارد بن حاجب بن زراره تميمى و بحريه دختر هانى بن قبيصه شيبانى همسر او بودند كه هر دو را در اين جنگ همراه خود آورده بود تا به چگونگى جنگ كردن او بنگرند و آن دو پياده ايستاده بودند و مى نگريستند . در مصراع سوم هم نام اسماء دختر عطارد را آورده است . و اين شعر دلالت بر آن دارد كه قبيله ربيعه عبيد الله بن عمر را كشته است ، نه همدان و حضرموت .
همچنين آنچه كه ابراهيم بن ديزيل همدانى در كتاب صفين خود روايت كرده است بر همين موضوع دلالت دارد . او مى گويد : قبيله ربيعه كوفه كه زياد بن - خصفه بر آن فرماندهى داشت در آن روز بر عبيد الله بن عمر بشدت حمله كرد .
معاويه هم ميان مردم قرعه كشيده بود و قرعه عبيد الله براى جنگ با ربيعه درآمده
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١١٦