بر حذر باشيد كه امروز مسلمانان شما را نافرخنده بدانند . اگر پيشروى كنيد و در راه خدا صبر و شكيبايى ورزيد ، پيشروى عادت شما و شكيبايى و پايدارى خوى شما گردد . بنابراين با نيت راست پايدارى كنيد تا پاداش داده شويد . پاداش آن كس كه آنچه را در پيشگاه خداوند است نيت كند شرف اين جهانى و گرامى داشت آن جهانى است و خداوند پاداش كسى را كه كار پسنديده كند تباه نمى سازد .
مردى از ربيعه برخاست و به خالد گفت : به خدا سوگند كار ربيعه از هنگامى كه آن را به تو واگذار كرد تباه شد . به ما فرمان مى دهى كه روى نگردانيم و عقب نشينى نكنيم تا خونهاى خود را بريزيم و خويشتن را به كشتن دهيم مردانى از ربيعه برخاستند و با كمانهاى خويش بر آن مرد ضرباتى زدند و بر او مشت كوبيدند . خالد بن معمر گفت : او را از ميان خود بيرون كنيد كه اگر ميان شما باقى بماند زيانتان مى زند و اگر بيرون رود از شمار شما كاسته نمى شود كه او كسى نيست كه به شمار آيد يا جاى خالى را پر كند . خداوند خطيبى چون ترا اندوهگين بداراد گويى خير از تو دورى گزيده است و خداوند آنچه آوردى زشت بداراد . نصر گويد : نبرد ميان قبيله ربيعه و حميريان و عبيد الله بن عمر شدت يافت و شمار كشتگان فزونى گرفت . عبيد الله بن عمر حمله مى كرد و مى گفت : من پاك پسر پاكم . و افراد قبيله ربيعه مى گفتند : نه چنين است كه تو ناپاك فرزند پاكى .
آن گاه حدود پانصد سوار يا بيشتر از ياران على عليه السلام كه همگى بر سر كلاهخود داشتند و سراپا در آهن بودند و جز حدقههاى چشمهايشان چيزى ديده نمى شد بيرون آمدند . به همان شمار از شاميان به مقابله آمدند و در حالى كه مردم زير پرچمهاى خود ايستاده بودند آن دو گروه ميان دو سپاه به جنگ پرداختند و هيچيك از عراقيان و شاميان كه بتواند گزارش كار را دهد برنگشت و همگان كشته شدند .
نصر گويد : عمرو بن شمر ، از جابر از ، تميم براى ما نقل كرد كه منادى شاميان بانگ برداشت : هان پاك ، پسر پاك ، عبيد الله بن عمر همراه ماست . و منادى عراقيان پاسخ مى داد كه : نه چنين است او ناپاك پسر پاك است . و منادى عراقيان مى گفت : هان كه پاك پسر پاك ، محمد بن ابى بكر همراه ماست . منادى شاميان پاسخ مى داد : چنين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١١٢