تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
ايشان بقيه سخت ايستادگى و شايسته پايدارى كردند . آنچنان كه پرچمداران و خردمندان دليرشان پايدارى و جنگى نمايان و سخت كردند . اما خالد بن معمر همين كه ديد برخى از يارانش عقب نشينى كردند او هم با آنان عقب نشست و چون ديد پرچمداران پايدار و شكيبايند پيش آنان برگشت و برگريختگان بانگ زد كه باز گردند . كسانى از قومش كه او را متهم مى كردند گفتند : او گريخت ، ولى چون ديد ما پايدارى كرديم برگشت . خود خالد مى گفت : چون ديدم مردانى از ما گريختند مصلحت ديدم خود را به آنان رسانم و به جنگ برگردانم . در هر حال مرتكب كارى شبهه ناك شد . نصر گويد : در آن جنگ تنها از قبيله عنزة چهار هزار خفتان پوش همراه قبيله ربيعه بودند . من [ ابن ابى الحديد ] مى گويم : نزد علماى سيره و تاريخ شكى نيست كه خالد بن - معمر در باطن تباه خود دل با معاويه داشت و آن روز هم به منظور آنكه ميسره سپاه على در هم شكسته شود عقب نشينى كرد . اين موضوع را كلبى و واقدى و ديگران نوشته‌اند . اما دليل بر بد انديشى او اين است كه چون فرداى آن روز قبيله ربيعه بر معاويه و صفهاى شاميان پيروز شد ، معاويه به خالد بن معمر پيام فرستاد كه : از جنگ با من خوددارى كن و حكومت خراسان تا هنگامى كه زنده باشى از تو باشد ، و نيز او از جنگ خوددارى كرد و با ربيعه برگشت و دانستند كه معاويه نبض او را در دست گرفته است . شرح اين موضوع به زودى خواهد آمد . نصر گويد : چون خالد بن معمر بازگشت و صفهاى ربيعه همان گونه كه بود استوار شد براى آنان سخنرانى كرد و چنين گفت : اى گروه ربيعه همانا كه خداوند متعال هر يك از شما را از زادگاه و وطن خويش اينجا جمع كرده است ، و از آن هنگام كه خداوند زمين را براى شما گسترده است چنين اجتماعى نكرده‌ايد . اينك اگر شما دست بداريد و از نبرد با دشمن خوددارى كنيد و از صفهاى خود روى برگردانيد خداوند از كردارتان راضى نخواهد بود و از سرزنش سرزنش كننده در امان نخواهيد بود ، كه بگويد : ربيعه رسوايى ببار آورد و از جنگ روى برتافت و قوم عرب از سوى او آسيب ديد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 111 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى