خوش مى داشت كه على را بكشى و اينك خوش نمى دارد كه بهره و نام اين كار از تو باشد ، اگر فرصتى يافتى بر او حمله كن . گويد : على عليه السلام در آن روز پيشاپيش سواران بيرون آمد و حريث بر او حمله كرد .
نصر گويد : عمرو بن شمر ، از جابر براى من نقل كرد كه مى گفت : آن روز حريث كه مردى نيرومند و دلير و كار آزموده بود و كسى آهنگ جنگ با او نمى كرد بيرون آمد و بانگ برداشت : اى على آيا مايل به جنگ تن به تن هستى اى ابا حسن اگر مى خواهى پيش آى . على ( ع ) پيش آمد و چنين مى گفت : « من على و زاده عبد المطلب هستم . به خدايى خدا سوگند كه ما به كتابهاى آسمانى سزاوارتريم . . . » سپس بر او حمله برد و مهلتش نداد و چنان ضربه شمشيرى بر او زد كه او را دو نيم ساخت .
نصر مى گويد : محمد بن عبيد الله از قول جرجانى براى ما نقل كرد كه معاويه بر مرگ حريث سخت بيتابى كرد و عمرو عاص را در مورد تحريك كردن او به جنگ با على ، نكوهش كرد و در اين مورد ابيات زير را سرود : « اى حريث مگر نمى دانستى و اين نادانى تو چه زيانبخش بود كه على بر سواركاران برگزيده چيره است و هيچ سواركار دليرى با على نبرد نكرده مگر آن كه چنگالهاى مرگ آهنگ او كرده است . . . » نصر گويد : همين كه حريث كشته شد ، عمرو بن حصين سكسكى به ميدان آمد و بانگ برداشت : اى ابا حسن به مبارزه بشتاب . على عليه السلام به سعيد بن قيس - همدانى اشاره كرد كه به نبرد او برود . سعيد مقابل او رفت و شمشير بر او زد و او را كشت . نصر مى گويد : قبيله همدان در جنگ صفين براى يارى على عليه السلام رنج گران كشيدند . و از جمله اشعارى كه به سبب روايات فراوان در نسبت آن به امير المومنين ترديدى نمى توان كرد اين ابيات است :
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٠٠