فرستاد و به يارى خود قسم داد ولى معاويّه با درنگ و تأخير زياد از شام خارج شد تا چون از قتل عثمان آگهى يافت بشام بازگشت و زمينهء حكومت را فراهم ساخت .
لذا امام عليه السلام دربارهء دلسوزى ريائى او ميفرمايد : و بر سوگند ، بذات پاك خداوند متذّكر مىشود .
( راويان ، اين گونه آوردند ما را در بيان * از على ابن ابطالب امام انس و جان )
( خواست بين مردم و عثمان تراضى در نهد * شعلهء فتنه بدين سان در خموشى سر نهد )
( ليك عثمان بر چنين امر مساعد تن نداد * داشت چون بر زاد بوسفيان ، كمال اعتماد
( زين جهت مولى على ( ع ) را از كنار خويش راند * قاصدى سوى معاويّه ، به زودى پيش خواند )
( قاصد عثمان بسرعت بر ديار شام رفت * امر تفويضى ز عثمان ، زودتر انجام رفت )
( با درنگ ابن بوسفيان خليفه كشته شد * جامه و عمامّه در مقتل ، به خون آغشته شد )
( ابن بوسفيان دوباره كرد رجعت سوى شام * از حكومت دم زد و آورد بر آن اهتمام )
( آنهمه دلسوزى او بهر عثمان فتنه بود * در حقيقت اين تمايل ، جز ريا چيزى نبود )
امام عليه السّلام چهرهء معاويّه را در خصوص عثمان در آئينهء نفاق مىبيند و از ديدگاه حقيقت ، در كنام وحوش جنگل نظاره ميفرمايد .
اقسم باللّه جهدا من سبيل الاعتماد * يعنى از دل مينمايم بر خدا سوگند ياد
واقعيّت آن نباشد كز تو مشهود است آن * ( بلكه آن را ميكنى مستور و پنهان در جنان ) « 1 »
چهرهات را سخت پوشانده غبارى از نفاق * از كجا گردد عيان از تو فروغ اتّفاق
رقّت و دلسوزى تو ريشه دارد در شقاق * مىپذيرد خود به خود وقت ضرورت انشقاق
دقّت آور در تلاوت ، سورهء احزاب را * خود نظر كن ، روى انصاف از جهاد هر باب را « 2 »
هامش
( 1 ) جنان قلب
( 2 )قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ، سورهء احزاب آيهء 18 .