از شما هستند امّا ، كودكان اهل نار * ( آن دو فرزندى كه عقبه ، داشت آنگه در كنار )
( پاسخى را كه پيمبر داد بر آن مرد پست * بر تو و بر اين دو فرزندت ، عذاب نار هست )
( زين دو كودك ، قائلى ديگر چنين آورده است * در تعلّق نام آنها را ، بمروان برده است )
همچنان بنت پيمبر فاطمه از آن ماست * و ان زن هيزم شكن ، حمّال هيزم از شماست
آيهء قرآن سَيَصْلى بر عذابش آمده * سوزش ( ذات لهب ) بهر عقابش آمده
( آن زن بدخو ، مسمّى بود بر امّ جميل * داستانها خوانده بود از مكر زنهاى محيل )
( اينهمه لطف و فضيلت جمله از معبود ماست ) * بس نكوئىهاى ديگر كه بنفع و سود ماست
يا ابن بوسفيان : تعهّد ديرينهء ما در اسلام ، شهرهء آفاقى دارد و شيوهء ميثاقى .
7 ( يا ابن بو سفيان ، ببين پيشينهء اسلام ما * اشتهار و قدمت ديرينهء اسلام ما )
اعتبار دين ما پنهان نمانده از عيون * ( در هدايت بوده بر انجال انسان رهنمون )
شأن ما در جاهليّت هم بسى ممدوح بود * ( اهتمام و رفعت ما خلق را ممسوح بود )
دين ما مسموع و اسلام عزيز ما مصون * ( در چنين دين ، خدمت ما بر عيون آمد فزون )
جمع كرد از ما كتاب پاك ايزد ، بهر ما * آنچه را كه برده بود از ما رياح انتفاء
سورهء انفال اولو الارحام قول كردگار * شاخهء ما را نموده ، در خلافت استوار
( پس اولوا الارحام پيغمبر ، نباشد غير ما * تا شود بر خلق ، با نام امامت رهنما )
چون خداوند اين چنين فرموده ما را در كتاب * ضمن حكم مستدام و طىّ وحى مستطاب
اجدر مردم بابراهيم باشند آن كسان * كاتّباع و پيروى دارند ، او را هر زمان
اين پيعمبر جزو آنان است و امّت نيز هم * ( قبل از اين دوران و اكنون تا قيامت نيز هم )
طبق اين وحى مبارك ، يار مؤمن ايزد است * ( اين نداى آسمانى ، جاودان و سرمد است )
( بر خلافت آن سزاوارى كه داريم ، اجدريم * بهر انسان چون سعادت مينگاريم ، اجدريم )
راه اوّل ، راه خويشى با رسول مستطاب * راه دوّم ، راه استقبال طاعت زان جناب