رابطانيم و وسيله ، بين يزدان با انام * ( تا بماند جاودانه ، اعتدال انتظام )
اى معاويّه : حسن پيشينه و عزّت ديرينه ، ما را بر آن وا داشت كه با خويشاوندان تو مهر انگيختيم و درهم آميختيم .
6 اى معاويّه ز ما اين عزّ ديرين و قديم * داده بين ما و خويشان تو ربط مستقيم
( تا كه در ما بين ما جاريست افعال مباح ) * انتخاب همسفر و انكاح و اعمال نكاح
زن گرفتيم از شما و زن بداديم همچنان * طىّ دأبى كه مقرّر داشت اقران در ميان
حال آنكه در شما اين پايه ، بنيانى نبود * بهر اين شايستگى ، سرمايه ، بنيانى نبود
( از كجا داريد استحقاق ايزد باورى * تا كنيد از دل ، بياران الهى ياورى ) ؟
حال آنكه مصطفى ( ص ) قطب و دل عالم ز ماست * المكذّب يعنى بوجهل معاند از شماست
شير يزدان مرتضى داماد پيغمبر ( ص ) ز ماست * طبق اسناد و شواهد شير احلاف از شماست
اسد الاحلاف يعنى شير قسمها : همان اسد ابن عبد العزّى است بتشريحى كه ذيلا گفته مىشود ، كه گويند جدّ مادرى معاويه مىباشد )
( اين همان مردى بود كه با بنى عبد مناف * همچنان با حارث ابن فهر كردند ائتلاف )
( چند حزب ديگرى را كه نياوردم به ياد * هم قسم گشتند ، در جائى ز روى التحاد )
( آنچه از كعبه بدست قوم عبد الدّار بود * در ربايند آنچه را كه در ميان كار بود )
( ليك پيش از آنكه دعوا و تصادم رخ دهد * باز گشتند از سر اجبار از آن ملتحد )
( نيز ميگويند او را ، بود جدّ مادرى * بر معاويّه ، بقول قائلان ديگرى )
( تودهاى گويند او را بود بوسفيان كه او * حزبها را جمع كرد و با پيمبر روبهرو )
( آن معاند ، حزبها را كرد جمعا هم مرام * تا كه بر قتل نبى باشند با هم پيشگام )
آن دو سرور بر شباب اهل جنّت سيّدين * هر دو نيكويند و از ما ، آن حسن دان اين حسين ع ( )