مثل اين پيشامد سخت و شديد و ناگوار * ديد از ايشان نيز فردى ، در ميان كارزار
دست هر دو قطع شد در جنگ ، امّا ناگهان * گفت پيغمبر كه طيّار است جعفر بر جنان
كرد پرواز آن مجاهد ، سوى جنّت با دو بال * ( تا مكانش داد ايزد ، جاودان و پر جلال )
5 نهى اگر ايزد نميفرمود بر كس وصف خويش * ذاكر « 1 » آنچه در دل اندر داشت ميگفت هر چه بيش
ذاكر و گويندهء اين پندهاى منجلى * در عقول اهل عرفان عطف دارد بر على ( ع )
آن زمان ميگفت مولا از فضائل بيش از اين * از حمائد عطر ميپاشيد و عنبر بر زمين
گوش دلها ميشنود اندرزهاى دلنواز * ( گر چه اين نهج البلاغه كرده ما را بىنياز )
آشنا ميگشت با آنها قلوب مؤمنين * لمعه ميزد از وفادارى صدور موقنين
اى معاويّه بر حذر باش از كسى كه زخارف دنيا او را به خود متوجّه ساخته و از طريق مستقيم ، به بيراهه انداخته .
آن كه او را مهر دنيا كرده بيرون از سبيل * دور كن او را كه او دورى گزيده از دليل
جملهء فدع عنك من مالت به الرّميّة : يعنى از خود دور كن كسى را كه زخاف و مطامع دنيا ، او را به خود جلب نموده ، مثلى است در مورد كسى كه از راه مستقيم طفره رفته است .
( تابع آنان نباشى كه ز راه مستقيم * طفره رفته ماندهاند از باور قلبى عقيم )
( پيروى از اين قبيل اشخاص و همچون عمرو عاص * روز رستاخيز بندد پيش روى تو مناص )
ما كه داريم از خداى خويش اخذ تربيت * خلق نيز از مقتداى خويش اخذ تربيت
( پس خدا ما را بدانائى بمردم برگزيد * پيروى كردن ز ما را هم براى ما نويد )
لطف اين نعمت بما از بارگاه ايزديست * ( اين فروغ جاودانى ، از منار سرمديست )
تا سبب گشتيم بر مردم ، بخير كردگار * ( نيست خالى تا ابد ، از نور تابان اين منار )
هامش
( 1 ) ذاكر منظور على ( ع ) است .