تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

نامهء 28 از نامه‌هاى آن حضرت در پاسخ نامهء معاويه

( كه در آن دعاوى نادرست او را گوشزد نموده و پيروان خود را بحقايقى كه در مقام احتجاج اهميّت دارد متوجّه ساخته ، و سيد رضى عليه الرحمة اين نامه را يكى از بزرگترين نامه‌هاى آن بزرگوار نام برده است .
1 در پى تحميد يزدان و تحيّت بر رسول * ( مىنويسم در كتاب زندگانى اين مقول ) يا ابن بوسفيان ، نوشتارت برايم و اصل است * ( معنىاش در حالت گسترده بر من حاصل است ) بهر من ياد آورى كردى كه معبود جهان * آخرين پيعمبر خود را گزيده از ميان پشت او را گرمتر فرموده با اصحاب او * در وظيفه پر توانا ساخت با احباب او بر هدايت برگزيد او را به انسال بشر * در كنار او زاصحاب كبارش بال و پر از تو امرى را بما پنهان نموده روزگار * اى شگفتا كه مرا مبهوت كرده آشكار قصد كردى كه مرا آگاه سازى زين كه ما * نعمتى بيرون ز هر انديشه داريم از خدا ( نعمت عدل و امامت ، نعمت پيعمبرى * نعمت حسن امانت ، بين مردم داورى ) چون كسى باشى در اين انديشه گويا در نظر * بار خرما ميفرستد در تجارت بر هجر يا كسى كه مىكند استاد خود را امتحان * آنچنان داند كه او شايد نداند همچو آن ابن ميثم اين چنين فرموده گويا بر هجر * كآن يكى شهريست در بحرين باشد نامور آن چنان شهرى كه آنجا جايگاه نخل بود * آن كه خرما مىبرد آنجا چه خواهد كرد سود
مثل فوق يادآور آن است كه كسى به كسى ميآموزد كه از او آموخته و يا متاع فروشى را بمحّل توليد آن ميبرد كه در آنجا مشترى نخواهد داشت يعنى اى معاويه ، براى من چيزى ياد ميدهى كه مكتب آن در خانه ماست : و نزولش بر ماست .