گرد آمدههاى زكات را زود بما بفرست تا در آنجا كه مأمن رضاى خداست صرف نمائيم .
6 پيش تو قدر گرد آمد ز حقّ اللّه ، مال * سوى ما بايد دهى طبق فرامين ، انتقال
صرف جاى خود كنيم ، آنجا كه داريم اختيار * باروندى كه در آن باشد رضاى كردگار
جمله را تحويل دادى تا امين خويشتن * از ره اصرار ، تبيين مينمائى اين سخن
وقت آوردن بپرهيزد نكات ذيل را * ( از توان و جان نيندازد گروه خيل را )
بين اشتر بچّه و اشتر جدائى نفكند * ( بلكه با همراهى مادر به اينجا آورد )
با رعايت ، شير آنها را بدوشد تا دگر * در نيفتد بچّههاى شير خواره در خطر
ناتوان و خسته و بيجان نسازد با ركوب « 1 » * بلكه آنها را بدست ما رساند بىلغوب « 2 »
فرق افزون حيف باشد بين آنها در ركوب * به كز آنها بالتّساوى بهره گيرد بر ركوب
اى متصدّى جمع آورى زكات ، امين تو كه اموال را انتقال ميدهد بايد آسايش چاپاى خسته را هم فراهم سازد و آنها را در طول راه ، به بركهها و آبگاههاى وارد آورد .
پس امين تو ببايستى سپارد گوش جان * آنچه ميگويم بعنوان سفارش در بيان
چاپاى خسته را بخشد رفاه بين راه * و آنكه پايش سود ، « 3 » مستغنى نمايد از رفاه
همچنان آهستهتر راند مسير طول راه * با توّقف در كنار آبخورد « 4 » و آبگاه
جملگى را بگذراند از زمين پر علف * تا چرند از هر جهت از هر گياه و هر علف
بايد آنها را كند بذل توجّه در مسير * تا كه ساعتها چرند و جملگى باشند سير
با چنين رفتار خوش ، باشند جمله پر توان * هم ترا خواهد شد از مخدوم ، اجرى شايگان « 5 »
وا گذارد تا خورند هر جا بسيرى از گياه * از قنات و از زلال خوشگوار آبگاه
هامش
( 1 ) ركوب سوار شدن
( 2 ) لغوب خستگى
( 3 ) سودن سائيدگى و لنگى پا
( 4 ) محلّ برداشتن و خوردن آب
( 5 ) شايگان شايان و شايسته