لطفا ، در رابطه با اين بخش و كسب اطلاع بيشتر به خود نهج البلاغه مراجعه فرمائيد .
4 مال او را بر دو قسمت منقسم كن ضمن آن * در گزيدن صاحب آن را مخيّر كن در آن
گر يكى را در تقاسم كرد بر خود اختيار * بر چنين تقسيم شايان اعتراضى بر نيار
بر دو قسمت كن دوباره ما بقى را طّى آن * صاحبش را بر گزينش وارد آور بر ميان
اختيار آورد اگر بر خود يكى را در نظر * باز ، همين تقسيم خواهد بود ما را معتبر
همچو اين تقسيم را پيوسته گردان چند بار * تا مشخص گردد از تقسيم ، حقّ كردگار
پس بدين رفتار موزون و روند دلپذير * حقّ ايزد را بنيكوئى ز مال او بگير
( گر به زعم او زكات از آنچه مانده بهتر است * در چنين مورد گمان و اختيارش برتر است )
گر در اين صورت بفسخ اين تقاسم ميل داشت * عقل ميگويد كه بايد راه او را بر گماشت
پس دو قسمت را دوباره در هم آميز آنزمان * تا كه در تقسيم ديگر ، حاصل آيد ميل آن
سهم ايزد را بدينصورت ز مالش بازگير * ( معنى و مفهوم استقلال ، از اين رازگير )
در اين مأموريت ، چارپايان پير و شكست و از كار افتاده و معيوب را به حساب زكات تقّبل نكن .
5 چارپائى را كه باشد پيرو و سست و عيبدار * بر زكات و حقّ مفروض الهى ، بر نيار
( آن زمان كه جمع كردى چارپايان از زكات * انتفاع بر گير ، با امعان « 1 » فكرى از نكات )
( بهر آنها برگزين ، مرد امين و مؤتمن * تا كه آنها را رساند ، بر وكيل شخص من )
مؤتمن مشمار كس را جز كه بر او واثقى * بر جهات دينى و اخلاقى او واقفى
و آن كسى كه شهره دارد در درستى بين ناس * همچنان در گفته و كردار ، حسن انعكاس
آنچه بر او ميسپارى از زكات و ماليات * ميدهد فرماندهء خود ، با كمال التفات
بر چارپايان ، نگه دارندهاى را بر گمار * آنچنان كه حفظ آنها را بگيرد اختيار
تا مبادا سخت راند رنج بر آنها دهد * خسته گرداند ، دل اندر نادرستى بر نهد
هامش
( 1 ) امعان دور انديشى