تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
آنچه داريد ، از حقوق كردگارى از زكات * داده مولايم على ( ع ) فرمان اخذ ماليات بندگانا ، آن كه ار سالم نموده بر شما * بر جهان آورده فرمان ولايت از خدا تا ستانم از شما حقّ خدا را از زكات * هر كه دارد بر فرامين خدائى ، التفات نيست آيا در شما حقّ خداى كائنات ؟ * يا كه در اموال‌تان حقّ الهى چون زكات پس چنين حقّ را لزوما بر ولّى او دهيد * ( گردن خود را ز مسئوليّت آن وارهيد )
اگر كسى گفت زكات ندارم ، از او تجسس مكن و دوباره بسراغش مرو :
3 گر كسى گويد كه در من نيست حقّى از زكات * در گذر ، با اين بيان خوش زروى التفات ديگرى گر گفت حقّى از زكاتم گردن است * ( با مماشات و مسرّت بر حضور آوردن است ) ( روى خود بر او به گردن با نشان احترام ) * همرهش رو تا ستانى با كمال اهتمام در چنين تصميم خوش ، آزار بر او نارواست * ادّعا و اخذ محنت بار بر او نارواست بازگير آنچه طلا و نقره دارد پيشكش * ( دست ، از هر گونه لطف و مهربانى بر نكش ) گر يكى را انحصارا گوسفند و گاو بود * بر حذر ميباش ، بىكسب اجازه از ورود چون اصولا اكثر اين گاو و اشتر مال اوست * زين جهت اعزاز و همراهى براى او نكوست تا رسيدى پيش آنها بر حذر باش از نگاه * ( مىنويسم اين نگاه نابجا را اشتباه ) از نگاه تو نيايد اين تصوّر بر خيال * كاحتمال چيرگى افتد به مالك در خيال از نگاهت بر نيايد سختگيرى ذهن كس * ( اين گمان نابسامان ريشه دارد در هوس ) چارپائى را بدشخوارى مترسان هيچگاه * صاحب آن را بكم لطفى مرنجان هيچگاه ( تا توانى چارپايانرا به زحمت خود بگير ) * در گرفتن صاحب آن را بدشوارى مگير
مال را به دو بخش قسمت كن ، سپس صاحب مال را در انتخاب يكى از آنها مخيّر بگذر .
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 68 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى