تا بفرمان خدا باشند پر مغز و سيمين « 1 » * ( از لحاظ ارزش و بخشش ثمين و دلنشين )
طىّ قانون خدا و ضمن دستور كتاب * بذل درويشان كنيم و مستحقيّن در غياب
بر تو پاداش نكو باد از چنين اعمال نيك * در هدايت ، از خداوند بزرگ و لا شريك
گر خدا خواهد ، سزاوارى به اين اجر نكو * ( اى امينى كه نمودى ، خير و نيكى جستجو )
( ناهيا ) مفتاح گلزار هدايت ، با على است * رونق بازار سعد بىنهايت ، با على است
سخنى از خود شاعر ( ناهى )
فرمان تو در دفتر عمرم شده عنوان * چون امر تو شد داعيهء قوت روانم
يك پند تو از بند ضلالم برهانيد * بىپند تو حيف است رود عمر جوانم
آنجا بروم كز تو بسويم شده فرمان * در دست تو باشد ، سر افسار و عنانم
گر كج بروم كج شود از بيخ دو پايم * من اين سخن طرفه ز فرهنگ تو دانم
صد سالم اگر باشد و وصف تو بگويم * در خاتمه يك قطره ز بحرى نتوانم
پايان نامهء 25
هامش
( 1 ) سيمين فربه