نامهء 26 از عهد و پيمانهاى آن بزرگوار بيكى از كار گردانان
( در تقوى و مهربانى با رعيّت و اداء حقوق زير دستان و مستمندان ) هنگامى كه او را براى جمع آورى زكات فرستاد
1 كارگردانان خود را نهان و آشكار * ميكنم دعوت بتقوى و رضاى كردگار
مىنويسم نسخهء پرهيز ، در انديشهها * بهر حفظ نكتههاى ريز ، در انديشهها
حفظ كردار نهان ، پرهيز و تقوى از خدا * در نهانگاه عملها ، ترس و پروا از خدا
در مكانى كه بجز او ناظر اعمال نيست * جايگاهى كه بجز وى شاهد افعال نيست
2 مىدهم امر مجدّانه به طرز آشكار * اينكه در اعمال خود ، تقوى نمايند اختيار
آنچه در ظاهر ، اطاعت مينمايد از خدا * در نهانى نيز ، آن بر خود نمايد اصطفاء
( با كمال عقل ، دورى برگزيند از نفاق * ورنه افتد در وقار و عزّ و شأنش انشقاق )
و آنكه او را ظاهر و باطن خلاف هم نبود * در امانتدارى آن فرد ، چيزى كم نبود
( ظاهر و باطن اگر در مرد باشد سازگار * در نظرگاه خرد ، فرزانه است و راستكار )
بر كارگردان خود ، فرمان مىدهم كه رعيّت را نرنجاند و بايشان دروغ نبندد :
3 مينگارم نسخهء ديگر ثمين و دلنشين * مىدهم بر كارگردان ، امر و فرمانى چنين
كاعتدال امر را در زير دستان جا زند * اى دريغا بر حقوق اين ضعيفان پا نهد
وعدهء خود در نياميزد به نحوى با دروغ * عصمت فرمانروائى را نمايد بيفروغ
( بر كسى بالفرض ميگويد كه افزون كاشتى * ليك از بيم زكات از خلق پنهان داشتى )