آن چنان كه سير گردد كرّهء اسب از لبن * سير گشت اسلام و محكم كرد با آن جسم و تن
( هر چه لازم بود ، بر اسلام دادند اختيار * ركن آن را با چنين همّت نمودند استوار )
مال خود را صرف آن كردند بيرون از رقم * رايگان دادند از خود هديه افزون از رقم
انصار ، با كمال رغبت بر پيمبر اسلام يارى نمودند و از هيچ خدمتى مضايقه نكردند
دست بخشايندهء ايشان بگرمى كار كرد * آلت نطق و بيان ، همچون به نرمى كار كرد
بر فداكارى بيفزودند روى اقتداء * با وفادارى بكوشيدند در اين راستا )
پيكر اسلام را كردند ايشان استوار * از نهانگاه و نهانخانه نمودند آشكار
ريشهء اسلام ، با اين صاحبان پشتكار * در زمين قلبها گرديد سخت و پايدار
گر نبود اين قوم ساعى با رسول پاكدل * مىشدند اسلام و ايشان بر حوادث مشتمل
چون قريش آنگه قوى بودند و صاحب اقتدار * گر نبود انصار ، مىشد دست دشمن روى كار )
آن زمان بودند ياران مهاجر ناتوان * جان پيغمبر به سختى حفظ مىشد آن زمان )
( ناهيا ) انصار را چندى سلام ما رسان * بر خيام و محفل آن قوم ، گام ما رسان
20 / 3 / 78
حكمت 458 قال عليه السّلام : ( در باز بودن چشم ) ،
به نهج البلاغه نيز مراجعه فرمائيد
چشم خود را بازدار و باش فردى هوشيار * ورنه روزى چشم خواب آلوده سازد شرمسار
1 چشم ، دربان نشستنگاه باشد بر عموم * تا مگر باد شكم را باز دارد از هجوم
( مرد ، ما دامى كه بيدار است و چشمش نيز بار * از خروج باد زائد مىنمايد احتراز )