تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
پارسا و متّقى ، بار مهانت مىبرند * از جفا پرداز ، خوارى و اهانت مىبرند ( جنس را اهل ريا ، از بينوايان مىخرند * يعنى از درماندگان با وجه ارزان مىخرند ) ( آن زمان كه مىفروشند همچو كارى مىكنند * تا به اخذ نرخ افزون پا فشارى مىكنند )
و رسول خدا فروش طعام و داد و ستد به درماندگان را منع فرموده بود
صادر آمد حكم قطعى از رسول مصطفى ( ص ) * در فروش جنس ، بر فرد ضعيف و بينوا چون كه بايد بهر ايشان يار بود و دستيار * پس نبايد داشت از اين قوم ، سودى انتظار ( ناهيا ) يارى نما بر اين گروه ناتوان * تا بماند نام امداد و تعاون جاودان

حكمت 461 قال عليه السّلام : ( درباره دوست و دشمن خود )

اى خوشا آنكس كه او را دوستانى صادق است * در زبان و قول ايشان از صداقت منطق است گفت مولىنا على در ارتباط اين سخن * جمله‌اى را كه پذيرفت هر مريد مؤتمن 1 بر هلاكت مىرسد در مورد من اين دو مرد * تا توانم هر دو را از خويش خواهم كرد طرد آنكه اندر دوستى افراط دارد بيشتر * فرط مهر ، او را در استعباد « 1 » كرده غوطه‌ور دوّمى بهتان زنى كه بست بر من از دروغ * قلب اين بهتان زن از اسلام و ايمان بيفروغ
نظريهء سيّد رضى مؤلّف نهج البلاغه را در اين مناسبت جويا مىشويم .
( اين همان فرمايشى باشد كه قبلا گفته بود * راه را بر رهروان عاشق خود رفته بود ) ( بهر شرحش نيز استعجال دارم بيشتر * مىنويسم تا شوند اهل اطاعت بهره‌ور ) ( اين دو كس در مورد من بر تباهى مىرسند * گر نينديشند آخر بر ملاهى مىرسند ) اوّلى آن كه به مهرم پا فراتر داشته * پايه‌ام را از امامت نيز برتر داشته
هامش
( 1 ) استعباد بندگى طلب كردن