1 اين جهان لختى به اولاد اميّه فرصت است * تا برانند اسب خود را آن قدر كه مهلت است
آن زمان كه بينشان يكباره افتد اختلاف * ( كارشان مخدوش گردد از جهات ائتلاف )
نظمشان يابد ز هر سو اختلال و تيرگى * عاجز و كفتارشان « 1 » يابد بايشان چيرگى
مىدهد اين فرقه را عاجزتر آنها فريب * دستشانرا مىكند خالى و عارى از نصيب
( داد ما را از شيخ با تدبير ، ابن بو الحديد * اين پيام غيب را از مقتداى خود نويد )
كار ايشان در حكومت سخت سست و تيره شد * عاجز آنها ابو مسلم بايشان چيره شد
سيّد رضى فرمايد اين فرصت براى بنى اميّه به منزله ميدان مضمار بود
حضرت سيّد رضى فرمود ما را اين مقال * كاين همه اخبار غيبى از امام خوش مآل
در فصاحت ، مو شكافى نام دارد اين بيان * در غرابت ، غور كافى نام دارد اين بيان
پيشگوئى بود گويا از امام مستعان * در خور جولان اولاد اميه در جهان
مهلت مقطوعهاى را كه بايشان دادهاند * در نظر گويا كه ميدانى بجولان دادهاند
تا بتازند اسب سبقت را به سرعت روى آن * در كدامين نقطه پايان مىپذيرد راهشان
آن زمانكه دور اين سبقت پذيرفت اختتام * همزمان پايان پذيرد احتشام آن نظام
دورهء مضمار اولاد اميّه سر رسد * ( ناهيا ) مضمار دور دنيويّه سر رسد
18 / 3 / 79 شمسى
حكمت 457 قال عليه السّلام : ( در ستايش انصار )
مدح انصار است از مولى امير لا فتى * خوش به آنان كه ثنا فرمود مير لا فتى
1 بر خدا سوگند ، ايشان با كمال گسترش * دادهاند اسلام را با خود به خوبى پرورش
هامش
( 1 ) كفتار منظور مرد فرو مايه است