حكمت 452 قال عليه السّلام : ( در بردبارى و شتاب نكردن )
خوش به مردى كه در او حلم و تأنّى توأم است * پايهء ايمان او با اين سجايا محكم است
1 اين صفات جانفزا را بطن همّت زاده است * ( كردگار حىّ و دانا ، بر احبّا داده است )
( بردبارى و تأنّى چون برادر باهمند * در مشيّت ، در حميّت ، در معيّت ، مدغمند )
آن كه او را همّتى و الا و عزمى راسخ است * حلم مىورزد چو او را پايگاهى شامخ « 1 » است
دير بر خشم آيد و مهجور باشد از شتاب * يابد او بر واژهء حلم و تأنّى انتساب
كسب كردم ( ناهيا ) حلم و تأنّى از رجال * تا بگوئى من كجا و آن صفات ايدهآل
حكمت 453 قال عليه السّلام : ( در نكوهش غيبت )
غيبت مردم نبايد اى برادر پشت سر * مىزنى او را سنان و تيغ و خنجر پشت سر
1 اينكه القاء سخن در پشت قومى يا كسى * بهر ملقى « 2 » باشد از نار جهنّم ملبسى
آن كه غيبت مىنمايد در وراء اين و آن * بر اساس قول مولى هست مردى ناتوان
( رشك مىورزد به سبّ و زشتگوئى پشت او * مىبرد با اين طريق از شخص غائب آبرو )
( با چنين راهى كه او را هست راه انتقام * مىكشد تيغ شرارت بار خود را از نيام )
( ناهيا ) آواى شادى و مسرّت در بيار * غيبت همنوع خود بر اهل غيبت وا گذار
لطفا ، در رابطه با غيبت ، آيه 12 سوره حجرات را بخوانيد ،
أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً
هامش
( 1 ) - شامخ بلند
( 2 ) - ملقى اندازنده