حكمت 442 قال عليه السّلام : ( در زيان شوخى )
دست بر شوخى مگردان ، تا بمانى ارجمند * كس نگرديد از مزاح و اهل شوخى سودمند
1 هيچ كس شوخى نكرد الّا كه قدر خويش كاست * ( از بساط و بزم آن با روح سالم بر نخاست )
مشتى از عقل و خرد را رايگان از دست داد * ( اى دريغا بر چنين تفريح و سؤ اعتياد )
دور باش از شوخى و هرگز ميفزا بر ذنوب * جاى شوخى ( ناهيا ) شادى بياور بر قلوب
حكمت 443 قال عليه السّلام : ( دربارهء آميزش با يكديگر )
رغبت مردم بسنج و كنجكاوى كاربند * آنكه بر تو مهر مىورزد بياور نوشخند
گر به او بىاعتناء باشى ، نباشى ارجمند * هم نباشى از نصيب و قسمت خود بهرهمند
از كسى كه ضمن آميزش نبينى اعتناء * چاپلوسى باد اگر او را نمائى اعتناء
پس چنين رفتار موهون بر تو خوارى آورد * ( ناهيا ) حيثّيت هر آدمى را مىبرد
حكمت 444 قال عليه السّلام : ( در نكوهش عبد اللّه ابن زبير )
اى بسا بخشد پدر ، قدر و بلندى بر پسر * اى بسا هم از پسر اين فخر باشد بر پدر
( گهگهى بخشد پسر قدر و بلندى بر پدر * گهگهى هم از پدر اين فخر افتد بر پسر )
( اى بسا نيز اين مراتب بر خلاف هم شوند * يعنى هر يك ديگرى را درد و رنج و غم شوند )