( كسب و كار او اگر باشد بدون علم شرع * حاصلش را نيست در مبنا و مصدر اصل و فرع )
1 آن كسى كه در تجارت پايبند فقه نيست * كسب او در ديدگاه عقل گريه كردنى است
پس چنين بيچاره مىافتد به زودى بر ريا * ( اى خدا او را به زودى باز گردان ، اى خدا )
( ناهيا ) با هم در اين مشكل گرفتار آمديم * از تغابن سر كشيديم و بگفتار آمديم
حكمت 440 قال عليه السّلام : ( در زيان ناسپاسى )
گر مصيبت روى داد ، از آن فراتر نيز هست * صبر بايد كرد آن را ، اى رفيق حق پرست
1 گر صغيرى از مصائب بر تو آيد ناگوار * بر كبير آن ببايد از خداوند انتظار
( گر غمى كوچك ترا يكباره آرد بر ملال * مثل اينكه شاكئى از امر حىّ ذو الجلال )
( چونكه بر رخداد كم ، راضى نبودن از خدا * مىشود مستلزم فرط و فزونى در بلا )
بر مصائب ( ناهيا ) گشتم صبور و بردبار * كردهام تفويض امر خويش سوى كردگار
حكمت 441 قال عليه السّلام : ( دربارهء عزّت نفس )
گر بنفس خود كرم بخشم نخواهم گشت خوار * ليك خواهد گشت اميال درونى شرمسار
1 هر كه را نفس كريم و ارجمند و طاهر است * شهوت و اميال طغيانگر خفيف و قاصر است
از هواى نفس عصيانگر ، ندارد اتّباع * نيست او را ناهيا از امر معبود امتناع