( ناهيا ) هر پند مولى حكمت است و نو پديد * از چه رو باشم ز خير نسل آتى نااميد
حكمت 438 امام عليه السّلام : به غالب ابن صعصعه پدر فرزدق شاعر ،
بين گفتگو بفرمودههائى اشارت كرد
غالب ابن صعصعه از آن رجال نيك بود * اى بسا از اهل فاقه دستگيرى مىنمود
او ابوى شاعرى بوده فرزدق نام او * بود مولى را به آن مرد وفا جو گفتگو
از امام آمد ميان گفتگوئى يك سؤال * تا بگويد آن نكو سيرت جواب ايدهآل
1 ( آن سؤال اين بود از مولى ميان گفتگو ) * اشترانت را چه كردى ؟ در جوابش گفت او
با كمال خلق و خوى نيك و قول دلنشين * در حضور پاك مولينا امير المؤمنين ( ع )
حقّ مردم كرد آنها را پريشان از سرم * با زكات و خمس و احسان جمله رفتند از درم
2 تا امام اين سيرت او را به خوبى بر ستود * گفت اسلوب « 1 » پراكندن به غير از اين نبود
( حقّ مردم گر شما را هست در مال اندرون * گر بماند فتنهها بر پا نمايد در درون )
گر همه ، اموال خود را پاك سازند از خلل * ( ناهيا ) هرگز نيابى اهل فاقه در ملل
حكمت 439 قال عليه السّلام : ( در زيان نادانى به احكام دين )
بر مسلمان ، علم فقه و شرع قبل از متجر « 2 » است * هر كسى كه آن نداند ، سود كسبش ابتر است
هامش
( 1 ) اسلوب روش
( 2 ) متجر داد و ستد و تجارت