تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
( ناهيا ) هر پند مولى حكمت است و نو پديد * از چه رو باشم ز خير نسل آتى نااميد

حكمت 438 امام عليه السّلام : به غالب ابن صعصعه پدر فرزدق شاعر ،

بين گفتگو بفرموده‌هائى اشارت كرد
غالب ابن صعصعه از آن رجال نيك بود * اى بسا از اهل فاقه دستگيرى مىنمود او ابوى شاعرى بوده فرزدق نام او * بود مولى را به آن مرد وفا جو گفتگو از امام آمد ميان گفتگوئى يك سؤال * تا بگويد آن نكو سيرت جواب ايده‌آل 1 ( آن سؤال اين بود از مولى ميان گفتگو ) * اشترانت را چه كردى ؟ در جوابش گفت او با كمال خلق و خوى نيك و قول دلنشين * در حضور پاك مولينا امير المؤمنين ( ع ) حقّ مردم كرد آنها را پريشان از سرم * با زكات و خمس و احسان جمله رفتند از درم 2 تا امام اين سيرت او را به خوبى بر ستود * گفت اسلوب « 1 » پراكندن به غير از اين نبود ( حقّ مردم گر شما را هست در مال اندرون * گر بماند فتنه‌ها بر پا نمايد در درون ) گر همه ، اموال خود را پاك سازند از خلل * ( ناهيا ) هرگز نيابى اهل فاقه در ملل

حكمت 439 قال عليه السّلام : ( در زيان نادانى به احكام دين )

بر مسلمان ، علم فقه و شرع قبل از متجر « 2 » است * هر كسى كه آن نداند ، سود كسبش ابتر است
هامش
( 1 ) اسلوب روش ( 2 ) متجر داد و ستد و تجارت