گر حجر بود از حجار استوار و سخت بود * ( آنچنانكه زهر چشم ناظران را مىربود )
رهنوردى را نبود امكان ، كه اوج آن رود * طائرى را هم توانائى كه اوج آن پرد
راستائى از دليرى بود و موجى از توان * پيش روى او همآوردان ، ضعيف و ناتوان
در خصوص مالك ، آن مرد دلير و صف شكن * حضرت سيّد رضى اقرار دارد اين سخن
او چنان كوهى بود كه در فضيلت منفرد * ( ناهيا ) من نيز بر اين قول هستم معتقد
حكمت 436 قال عليه السّلام : ( در ستودن پشت كار گرفتن )
از تناسائى بترس و خيز و همّت پيشگير * از تكاسل دور باش و پشت كار خويش گير
1 كار اندك را اگر دنبال گيرى مستدام * به كه از بسيارى آن خسته گردى صبح و شام
( آن زمان كه خستهات كرد اشتغال و فرط كار * با تداوم ، كار آسان را براى خود گمار )
( ناهيا ) در خود نگهدار ، اعتدال پشت كار * ورنه فرجامى نخواهد داشت الّا اضطرار
« اين حكمت با كمى اختلاف همان حكمت شماره 270 مىباشد »
حكمت 437 قال عليه السّلام : ( درباره پيشرفت صفات )
از شگفتى ، هر كه را باشد صفات نيك و بد * زود خواهد گشت بر انجال ديگر مسترد
1 بر نكوى آن نكوئى نيز بايد انتظار * بر بد آن هم به غير از بد نشايد انتظار
( پس صفات نيك و بد اين گونه يابند انتقال * جمله استغفار داريم از خداى ذو الجلال )