تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
گر حجر بود از حجار استوار و سخت بود * ( آنچنانكه زهر چشم ناظران را مىربود ) رهنوردى را نبود امكان ، كه اوج آن رود * طائرى را هم توانائى كه اوج آن پرد راستائى از دليرى بود و موجى از توان * پيش روى او همآوردان ، ضعيف و ناتوان در خصوص مالك ، آن مرد دلير و صف شكن * حضرت سيّد رضى اقرار دارد اين سخن او چنان كوهى بود كه در فضيلت منفرد * ( ناهيا ) من نيز بر اين قول هستم معتقد

حكمت 436 قال عليه السّلام : ( در ستودن پشت كار گرفتن )

از تناسائى بترس و خيز و همّت پيشگير * از تكاسل دور باش و پشت كار خويش گير 1 كار اندك را اگر دنبال گيرى مستدام * به كه از بسيارى آن خسته گردى صبح و شام ( آن زمان كه خسته‌ات كرد اشتغال و فرط كار * با تداوم ، كار آسان را براى خود گمار ) ( ناهيا ) در خود نگهدار ، اعتدال پشت كار * ورنه فرجامى نخواهد داشت الّا اضطرار
« اين حكمت با كمى اختلاف همان حكمت شماره 270 مىباشد »

حكمت 437 قال عليه السّلام : ( درباره پيشرفت صفات )

از شگفتى ، هر كه را باشد صفات نيك و بد * زود خواهد گشت بر انجال ديگر مسترد 1 بر نكوى آن نكوئى نيز بايد انتظار * بر بد آن هم به غير از بد نشايد انتظار ( پس صفات نيك و بد اين گونه يابند انتقال * جمله استغفار داريم از خداى ذو الجلال )