تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
خواب نوشين ، قصدها را بر تباهى مىكشد * عاملان خويش را بر رو سياهى مىكشد يورش آن اى بسا صبح است و وقت بامداد * اى خوشا آن كس كه بر اين خواب سنگين دل نداد حمله دارد خواب نوش بامدادان بر رحيل * ( ناهيا ) وقت سحرگاهان نمانى از سبيل
به اين حكمت ، در پايان حكمت 211 نيز اشاره شده است

حكمت 434 قال عليه السّلام : ( درباره جاى زندگى )

هر كجا كه برگ عيش و استراحت ممكن است * بيگمان بر مرد دور انديش و دانا موطن است 1 شهرى از شهرى دگر برتر نباشد مر ترا * بلكه شهر آنجا بود كه شر نباشد مر ترا افضل و خير البلاد آنجا بود كه اندران * ( رنج و آزارى نبينى از طريق ديگران ) آن ترا تحويل گيرد ، مهر ورزد ، در پناه * ( آنچنان كه مادران گيرند طفلان بر پناه ) اهل آنجا بر تو باشد خيرخواه و مهربان * ( ناهيا ) گر اين شرايط نيست آنجا مىنمان

حكمت 435 هنگاميكه خبر مرگ مالك اشتر به امام ( ع ) رسيد )

مژده شادى بياور دلنواز و دلنشين * تا ترا گويم برادر ، زنده باد و آفرين و اصل آمد چون خبر از مرگ مالك بر امام * بر غمش افزود و فرمود آن امام نيكنام 1 رفت مالك از ميان ، امّا چه مالك ، صد دريغ * در شهامت بس منيع و در شجاعت بس ستيغ بر خدا سوگند اگر آن نيك سيرت كوه بود * ( بر جبال شامخ دنيا تفاخر مىنمود )