تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
1 جامع مفهوم زهد از متن قرآن ظاهر است * زهد و تقوى ، در دل اين متن پاك و طاهر است « 1 » آنچه بيرون شد ز دست ، اندوه آن را هم ببر * و آنچه دادندت ، نيار از فرط شادى دست‌تر 2 آن كسى كه بر گذشته دل نخورد و غم نكرد * يا كه بر آيندهء خود ، بزم شادى دم نكرد بهر حال و ماضى و آينده هم شد بردبار * او وجود خويشتن را كرده در زهد استوار ( ناهيا ) از زهد گفتى ، لعل سفتى بهر ما * غنچه‌ها از روضهء رضوان شگفتى بهر ما

حكمت 432 قال عليه السّلام : ( دربارهء حكمرانان )

اين حكومتها ميادين سباق و سبقتند * بشنوند اين پند را آنان كه اهل دقّتند آن كسى كه دل به ميدان ولايت داده است * ( در حقيقت خلق را قول رعايت داده است ) 1 امتحان سخت ، با ايفاى خدمت مىدهد * ( گر هوس باشد براى خويش زحمت مىدهد ) ( در چنين ميدان ، لياقتها هويدا مىشوند * مردم پست و شريف از هم مجزّا مىشوند ) ( ناهيا ) دارم به مضمارت سمند تيز پا * گر به ميدان خسته گردد من كجا و آن كجا

حكمت 433 قال عليه السّلام : ( درباره سستى در كار )

عزم اگر پايا نباشد زندگانى بىبهاست * علّت نقض عزائم گاهگاهى خوابهاست 1 خواب شيرين عزمها را مىنمايد پايمال * تا كه مردم باز مانند از هموم ايده‌آل
هامش
( 1 ) سورهء حديد آيهء 23 ،لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ