حكمت 427 قال عليه السّلام : ( دربارهء شكرگزارى و دعا و توبه )
بندهگر در راه تسليم و اطاعت خسته نيست * روى او راه فلاح و باب رحمت بسته نيست
1 بنده را گر باب شكر از سوى يزدان بسته نيست * باب رحمت نيز همچون بر رخ آن بسته نيست
2 باز باشد گر به روى بنده بابى از دعا * بسته هرگز نيست ابواب اجابت از خدا
3 آن زمان كه روى او باب انابه بسته نيست * باب توفيق هم چو ابواب انابه بسته نيست
( پس خدا باب پذيرائى گشوده روى ما * در حقيقت جاى ما ، او مىشتابد سوى ما )
روى ما ابواب عذر و عذر خواهى بسته است * ( ناهيا ) طوبى به آن كه پارسا و رسته است
حكمت 428 قال عليه السّلام : ( دربارهء جوانمردى )
گر جوانمرد هم نباشى با جوانمردان نشين * شايد از ايشان خصالى در تو افتد دلنشين
1 بين خلق ، آنكس كه اولى النّاس باشد بر كرم * آن كسى باشد كه از وى ريشه باشد در كرم
اينكه اجداد و نياكانش به نيكى مردهاند * نام نيكو از جهان و زندگانى بردهاند
( حكمت حاضر در اين نهج البلاغه جا نداشت * بلكه زين بو الحديد « 1 » است و مؤلّف بر گماشت )
بامدادان ، پندى از مولى ز ( ناهى ) خواستيم * عرضه داد و خاطر خود را بدان آراستيم
حكمت 429 از امام پرسيدند ، كدام يك از عدل وجود بهتر و برتر است ؟
عادل و بخشنده باش ، از خود ببخشا بر انام * با سجاياى نكو ، باشند مردم نيكنام
هامش
( 1 ) ز بن بو الحديد از ابن بو الحديد