تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧

حكمت 427 قال عليه السّلام : ( دربارهء شكرگزارى و دعا و توبه )

بنده‌گر در راه تسليم و اطاعت خسته نيست * روى او راه فلاح و باب رحمت بسته نيست 1 بنده را گر باب شكر از سوى يزدان بسته نيست * باب رحمت نيز همچون بر رخ آن بسته نيست 2 باز باشد گر به روى بنده بابى از دعا * بسته هرگز نيست ابواب اجابت از خدا 3 آن زمان كه روى او باب انابه بسته نيست * باب توفيق هم چو ابواب انابه بسته نيست ( پس خدا باب پذيرائى گشوده روى ما * در حقيقت جاى ما ، او مىشتابد سوى ما ) روى ما ابواب عذر و عذر خواهى بسته است * ( ناهيا ) طوبى به آن كه پارسا و رسته است

حكمت 428 قال عليه السّلام : ( دربارهء جوانمردى )

گر جوانمرد هم نباشى با جوانمردان نشين * شايد از ايشان خصالى در تو افتد دلنشين 1 بين خلق ، آنكس كه اولى النّاس باشد بر كرم * آن كسى باشد كه از وى ريشه باشد در كرم اينكه اجداد و نياكانش به نيكى مرده‌اند * نام نيكو از جهان و زندگانى برده‌اند ( حكمت حاضر در اين نهج البلاغه جا نداشت * بلكه زين بو الحديد « 1 » است و مؤلّف بر گماشت ) بامدادان ، پندى از مولى ز ( ناهى ) خواستيم * عرضه داد و خاطر خود را بدان آراستيم

حكمت 429 از امام پرسيدند ، كدام يك از عدل وجود بهتر و برتر است ؟

عادل و بخشنده باش ، از خود ببخشا بر انام * با سجاياى نكو ، باشند مردم نيكنام
هامش
( 1 ) ز بن بو الحديد از ابن بو الحديد