مراجعه فرمائيد
( گفتهاند اين حكمت از ختم رسولان احمد است * ( كانبيا را در جهان آفرينش امجد است )
( ليك آثارى كه در اين راه ما را رهنماست * اين حديث ناب و هادى از علّى المرتضى است )
( رهنمون ما همين باشد كه ثعلب گفته است * آن كه بعدا راه تحقيق و تحّرى رفته است )
( او چنين گفت ابن اعرابى چنين داد انتقال * از زبان قال مأمون ابن هارون ، اين مقال
( گر نبود اين قول و گفتار مساعد از امام * من در اين گفتار و استدلال بودم پيشگام )
( او كه گفتا مردمان را امتحان كن خصمدار * عكس آن را مىكشيدم بين مردم روى كار
( يعنى مىگفتم كه اوّل خصم دار و بعد از آن * در ميان اين خصومت بر سر آور امتحان
اين منطق مأمون ، بيشتر به درد دنيا دوستان مىآيد ، زيرا ، عداوت ، انگيزهاى براى كشف اسرار و داعيهاى براى عيبجوئى از مردم مىگردد و متّقى را سزاوار نيست كه يكى را قبل از آزمايش دشمن بدارد .
( دوستى ، آرد عيوب مردمان را در حجاب * عيبجوئى زين جهت زشت است و همچون اغتياب )
( اينكه مأمون دشمنى را كرده بر خود انتخاب * قصد آن دارد كه كاود مردمان را در غياب )
( عيب ايشانرا بداند ، سلطه يابد بر انام * گيرد از ايشان زمان اضطرارى انتقام )
( دشمنى را بين مردم كنجكاوى در پى است * در قبالش عيبجوئى و دعاوى در پى است )
( ليك در فرزانگان ، اين رسم موهون باطل است * اختيار و آزمايش كار مرد عاقل است )
( منطق عاقل ، بسان تيغ براّن مىبرد * منطق مأمون ، به درد اهل دنيا مىخورد )
( آن كسى كه منطق متقن نيايد كار او * در نظام عقل و هشيارى بزرگ است عار او )
عقل را توضيح مىدادم به جاهل بامداد * ( ناهيا ) از من رميد و داد راهش امتداد