تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤

حكمت 424 قال عليه السّلام : ( دربارهء پاره‌اى از خوىهاى خدا دوستان )

آنچه مىبينند احبّاى خداوند از جهان * من كجا بينم كه هستم بىنشان و ناتوان از عباد ، آنان كه بر دنيا ندارند اعتماد * از ره باطن نظر دارند بر آن در نهاد 1 اين گروه احباب معبود و احبّا در زمين * پوچ مىبينند دنيا را به چشمى از يقين آن زمان كه خلق بر آن ديده دوزند از طمع * يا كه آن را اهل غفلت دل فروزند از طمع آخر آن را به ياد آرند ، احبّا در نظر * ( توشه بر دارند با خود در ممّر اين سفر ) ( گر جماعت در پى كالاى دنيا مىروند * آن زمان احباب ايزد راه اخرى مىروند )
دوستان خدا غول هواى نفس را مىميرانند ، قبل از آنكه ايشان را گول زند و قلبشان را بميراند
2 زانچه مىترسند ايشان را كشاند بر هلاك * بر هلاكش مىشتابند از طريق قلب پاك آنچه مىدانند از دنيا ز ايشان مىرود * قلب ايشان با همان انگيزه از آن مىرود ( از گناهان آنچه ايشان را بكيفر مىبرد * مىنمايند از ره انديشه از خود مسترد ) بر متاع دهر فانى دل نبندند هيچگاه * بسكه مىدانند تنها مىگذارد بين راه اهل دنيا هر قدر هم بهره يابند از جهان * با نظام اخروى كمتر نمايد در ميان هر چه ايشان بيش يابند ، از متاع دنيوى * يك هزارم هم نباشد پيش اجر اخروى
باز هم در فضيلت احبّاء الهى چنين فرمايد
3 دشمنند آن چيز را كه خلق بر آن مايلند * مد برند آن چيز را كه خلق بر آن مقبلند ( دشمنى با نفس سركش در طبيعت ، پرورند * دوستى با خالق خود در شريعت پرورند ) با وجود اين عزيزان ، علم و دانش خوانده شد * ( ديو تخدير و ضلالت بر مزابل رانده شد ) خلق پى بردند بر احكام دينى با كتاب * ( بهر خود كردند منهاج هدايت انتخاب ) علم ، دارد با چنين احباب ، ما را باز تاب * ماند با آنها كتاب و همچو ايشان با كتاب