جز ثواب اميد بالاتر ندارند از عمل * ( ناهيا ) بيمى بجز كيفر ندارند از عمل
حكمت 425 قال عليه السّلام : ( دربارهء ياد مرگ بودن )
لذّت جرم و گناه از دست عاصى مىرود * و آنچه بر خاطر سپرده از معاصى ، مىرود
( ليك مىماند پيامدهاى آنها بر معاد * تا چشاند حىّ قاهر عاصيان را در معاد )
1 قطع لذّت را به هنگام تعصّى ياددار * فكر بهتر كن ، بدست آوردهاى ناگوار
با تو مىماند پيامدهاى سختى از گناه * ( خويش را آزادتر گردان ز راه انتباه )
( ياد مرگ خويشتن باش آن خوشيها مىروند * در همين دنيا خوشىها ، ناخوشيها مىروند )
لذّتى كه از گنه برديم آخر رفتنى است * ( ناهيا ) مرد گنه پيشه به كيفر رفتنىيست
حكمت 426 قال عليه السّلام : اختر تقله ( دربارهء آزمايش مردم )
خلق ، با وحى الهى آزمايش مىشوند * اهل عالم ، با مناهى ، آزمايش مىشوند
آن زمانكه روى مردم ، درج گوهر باز كرد * با كمال خير خواهى ، اين سخن آغاز كرد
1 گفت مردم را به سختى آزما و بعد از آن * ( چون مراد خود نخواهى يافت آنگه خصم دان )
( چون كه انبوهى ز مردم روى ظاهر بهترند * اختيارا مىشناسى كه كدامين برترند )
نظر مؤلّف نهج البلاغه ( سيّد رضى الرحمة ) در اين حكمت : لطفا به نهج البلاغه نيز