تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
گر كنند ارباب حاجت را ز نعمت بهره‌ور * دستشان باقى گذارد كردگار دادگر ورنه از بذل و عطاى آن نمايند امتناع * ( بر سر آنها بباراند ، تگرگ انقلاع ) با تحوّل مىدهد بر غير آنها انتقال * ( همچنان مىآزمايد كردگار ذو الجلال ) نعمتى در اختيار اهل حاجت مىنهيم * ( ناهيا ) گر ناتوان باشى ، ترا هم مىدهيم

حكمت 418 قال عليه السّلام : ( دربارهء تندرستى و دارائى )

اعتماد ، هرگز نبايستى بمال و عافيت « 1 » * اهل دل تكيه ندارد بر منال و عافيت 1 بنده را شايان نباشد بر دو خصلت اعتماد * نادم است آن كه به آنها روى باور تكيه داد آن يكى زور و سلامت بود وين هم پول و مال * آن به سقمى « 2 » منفعل ، وين با حوادث پايمال آن كه مىبينى سليم است و صحيح و تندرست * ناگهان بينى كه فردا از سلامت دست شست و آن يكى امروز در نعمت ، ز عالم بىنياز * ليك فردا ناگهان بينى فتاده از فراز سقم و صحّت با هم و فقر و غنا هم همچنان * ( ناهيا ) بيرون نياور پاى همّت از ميان

حكمت 419 قال عليه السّلام : ( دربارهء گله از در خواست )

گر شكايت دارى از حاجات روز و روزگار * بازگو كن ، از ره نجوا براى كردگار 1 گر كسى درد دلى بر اهل ايمان گفت باز * مثل اينكه گويد آن را بر خداى بىنياز
هامش
( 1 ) عافيت سلامت ( 2 ) سقمى بيمارى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 591 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى