حكمت 394 قال عليه السّلام : ( دربارهء سخن بى جا كه يكى از مخاطبين حضرت به زبان آورد )
مرد پنهان است در تحت زبان خويشتن * قدر خود را مىنمايد با لسان خويشتن
بر مخاطب اين چنين فرود امام با وفا * آن زمان كه در حضورش گفت قولى نابجا
بر زبان راندى چنان قولى كه هر كس بر شنود * قدر تو با اين سخن در پيش رويش كم نمود
1 قبل از آنكه پر برويانى ، بتندى مىپرى * در نهان ، افكار خام كودكانرا پرورى
( آنچنانكه گفتى كه شأنت را مخدّر كرد آن * اعتبارت را ميان ما مصغّر كرد آن )
سيّد رضى مؤلّف نهج البلاغه چنين فرمايد
آنچه مولى بر ميان آورد نامى از شكير « 1 » * در عرب تعبير معروف است و قولى دلپذير
آن همان است اوّلين پر كه پرنده آورد * ليك آن چندان توانائى ندارد تا پرد
و آنچه سقب « 2 » آورده بر آن مرد ، مولى در سخن * بچّه اشتر بود ، كآن بالغ نبود و نعره زن
( ناهيا ) گر مرد را آداب صحبت نيك بود * جذبههاى مهر و الفت را به راحت مىربود
حكمت 395 قال عليه السّلام : ( در زيان همه كاره بودن )
از چه گيرى اى اخا ، در دست اندر ، چند كار ؟ * ( چون نيابى در رجال چند كاره ، ابتكار )
1 آنكه بر دست اندرونش چند كار انداخته * خويشتن را در تعالى ، ناتوانتر ساخته
حيلهها و چارهها او را فرو بگذاشته * ( ناهيا ) دست از تمام كارها برداشته
هامش
( 1 ) شكير بال مرغى است كه در نخستين بار مىرويد ولى چندان توان ندارد كه مرغ را بكشد و لغت عربى است
( 2 ) سقب بچه اشتر كوچك كه بصدا و نعره بر نمىآيد