تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
مال دنيا را كه از آن نيست اكنون بىنياز * پرچم آن را به قصد و عمد داده اهتزاز ( نادرستى را نمايش ، با درستى مىكند * ليك ، در باطن ز كار خير سستى مىكند ) مشتبه را در دو دست خويش عنوان مىكند * در خود ، اين تزوير را عنوان ايمان مىكند ( خويش را در مجمع مردم ، نمايد معتقد * ليك در وى نطفهء ايمان نگشته منعقد ) ( شبهه‌ها را بر خطايا ستر و پوشش مىدهد * با بهانه پاى خود را روى لغزش مىنهد ) ( بهر نفع خويشتن ، اين راه كرده انتخاب * بلكه تا كفر و نفاقش را كشاند بر حجاب ) آنچه بر عمّار فرمود آن امام مستعان * خيرخواهى بود ( ناهى ) بهر عمّار ارمغان

حكمت 398 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به توكلّ و اعتماد به خدا )

اغنياء را در تواضع بر فقيران ، عزّت است * مردم بخشنده را در اين سجيّه لذّت است 1 مرحبا بر آن تواضع ، از توانگر بر فقير * تا بگيرد از خدا پاداش و اجر دلپذير خوش به آن بىاعتنائى ، از فقير سرفراز * بر غنى كه باشد از آحاد مردم بىنياز تا بدين ترتيب يابد ، بر خداى ذو الجلال * رمز تسليم و انابه ، هم طريق اتكّال ( اين دلالت مىكند در اهل حاجت بر يقين * در فقير اين گونه مىباشد مراحل در يقين ) ( با همين ابزار ، بنيان طمع را مىكند * مشت محكم بر دهان غير ايزد مىزند ) ( پس نخواهد كرد بر غير خدا را بندگى * با شكيبائى كشد در خويش ، بار زندگى ) ( ناهيا ) در آن فقير ، هرگز ملال و آه نيست * هر چه هست او را بسوى چاپلوسى راه نيست