حكمت 399 قال عليه السّلام : ( دربارهء سود عقل و خرد )
اى خرد ، اى مايهء عزّت به انسان ، در جهان * اى خرد ، اى هادى انسان ، بسوى آرمان
اى به نسل آدمى نور و فروغ ايزدى * اى به ابناى جهان مفتاح گنج سرمدى
1 ايزد منّان نداده بهر انسان اين خرد * جز كه روزى جان او را از تباهى وا رهد
( نفس او را چاره سازد ، وا رهاند روى آن * پاى عزمش را بمرضاتش رساند روى آن )
( عقل ، مصباح است در تاريكدان ليل داج * عاقلان يابند زين مصباح پر نور ، انتهاج )
( ناهيا ) ما را گرامى داشت ايزد با خرد * دشمن دينى اگر چه جامه در تن مىدرد
حكمت 400 قال عليه السّلام : ( دربارهء غلبه حق بر باطل )
( من صارع الحقّ صرعه )
پندها را يك بيك ابراز كردم بر شما * تا كه باب چارصد را باز كردم بر شما
( اى خوشا آن كس كه پند و وعظ در دل جمع كرد * تا بروز مقتضى در سينه اندر شمع كرد )
1 هر كسى با حق ستيزد بر زمينش مىزند * ( مهر ننگين مذلّت ، بر جبينش مىزند )
( هر كه خواهد حقّ را مخلوع سازد از سلاح * عاقبت مقهور گردد ، با هزاران افتضاح )
هر چه از احسان و نيكوئى ( بناهى ) كردهايم * حقّ او در ما نبود و خيرخواهى كردهايم
حكمت 401 قال عليه السّلام : ( دربارهء انديشيدن )
آنچه ديدى در دل انداز و بسنجش در بيار * گر نكو بود و مسجّل بر گزينش در بيار