تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠

حكمت 399 قال عليه السّلام : ( دربارهء سود عقل و خرد )

اى خرد ، اى مايهء عزّت به انسان ، در جهان * اى خرد ، اى هادى انسان ، بسوى آرمان اى به نسل آدمى نور و فروغ ايزدى * اى به ابناى جهان مفتاح گنج سرمدى 1 ايزد منّان نداده بهر انسان اين خرد * جز كه روزى جان او را از تباهى وا رهد ( نفس او را چاره سازد ، وا رهاند روى آن * پاى عزمش را بمرضاتش رساند روى آن ) ( عقل ، مصباح است در تاريكدان ليل داج * عاقلان يابند زين مصباح پر نور ، انتهاج ) ( ناهيا ) ما را گرامى داشت ايزد با خرد * دشمن دينى اگر چه جامه در تن مىدرد

حكمت 400 قال عليه السّلام : ( دربارهء غلبه حق بر باطل )

( من صارع الحقّ صرعه )
پندها را يك بيك ابراز كردم بر شما * تا كه باب چارصد را باز كردم بر شما ( اى خوشا آن كس كه پند و وعظ در دل جمع كرد * تا بروز مقتضى در سينه اندر شمع كرد ) 1 هر كسى با حق ستيزد بر زمينش مىزند * ( مهر ننگين مذلّت ، بر جبينش مىزند ) ( هر كه خواهد حقّ را مخلوع سازد از سلاح * عاقبت مقهور گردد ، با هزاران افتضاح ) هر چه از احسان و نيكوئى ( بناهى ) كرده‌ايم * حقّ او در ما نبود و خيرخواهى كرده‌ايم

حكمت 401 قال عليه السّلام : ( دربارهء انديشيدن )

آنچه ديدى در دل انداز و بسنجش در بيار * گر نكو بود و مسجّل بر گزينش در بيار