1 رغبت خود را به آن كم كن كه حىّ بردبار * آگهت سازد به زودى بر عيوب اين نگار
( گر به دنيا شيفتى عيبش نخواهى ديد ، هان * طىّ عمرى نيز محصولى نخواهى چيد ، هان )
2 ( مردمى كه دل بدان بستند عافل نيستند ) * غفلت از خود دور گردان ، از تو غافل نيستند
در وجود خويش تجديد نظر كن هر چه بيش * اندكى هم ( ناهيا ) دلسوزتر شو بهر خويش
حكمت 384 قال عليه السّلام : ( دربارهء گفتار )
آن چنان كه بهر كم گوئى وصيت كردهاند * آن قدر هم بر سخنگوئى وصيّت كردهاند
1 در تكلّم دقّتآور هم نكو گوى آنچنان * كاعتبارت ارتقاء يابد ميان مردمان
قدر خود را با سخن گفتن به مردم عرضهدار * خويش را از ناسزا گوئى بگردان بر كنار
پس تكلّم كن شناسندت كه مرد با هنر * ارج خود را كرده در تحت زبانش مستتر « 1 »
( تا نيايد مرد دانا و سخنور بر سخن * قدر او را از كجا دانند اهل انجمن ) ؟
بر اساس منطق مولى امام خوشمقال * از سخن گفتن بپرهيزند بعضى از رجال
جاهلانرا ( ناهيا ) خيريست افزون در سكوت * گر اهميّت دهند از راه همّت بر سكوت
حكمت 385 قال عليه السّلام : ( دربارهء مشك )
بوى زشتى گر كسى را هست در پا يا دهن * تا تواند دور باشد از صفوف انجمن
هامش
( 1 ) مستتر پوشيده