تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
و ان بدى كه بعد از آن بينى بهشت جاودان * آن بدى را مىپذيرم با كمال امتنان 2 نعمتى ادنى « 1 » ز جنّت ، احقر است و مستهان « 2 » * نقمتى كمتر ز آتش انبساطى بهر جان نعمت ، آن باشد كه در پى ، نقمت و آزار نيست * نقمت ، آن باشد كه بعدا نعمتى در كار نيست ليل هجران كه نويد وصل دارد بامداد * دوستش داريم ( ناهى ) ياد و نامش زنده باد

حكمت 381 قال عليه السّلام : ( دربارهء گرفتاريها و نعمتها )

مىرسند ايدل ترا رنج و مرارت پشت سر * صبر مىخواهد فراوان ، آشنائى با ظفر 1 بحثى از جمع بلايا فقر باشد اين بلاء * اهل خود را بر گرفتارى نمايد مبتلا سخت‌تر از فقر و حرمان كه گرفتاريستى * اضطرار و ابتلاء تن به بيماريستى نيست در امراض ، از بيمارى دل سخت‌تر * ( كس نديده همچو اين سختى و مشكل ، سخت‌تر ) ( گر بيايد در كسى بيمارى دل بر وجود * پيكر و تن در چنين انسان بيفتد بر خمود ) ( بايد استمداد جويد از خداى دادگر * هم بكوشد بر نجات خويش در اين رهگذر ) 2 قسمتى از نعمت عظماى ايزد ثروت است * بهتر از ثروت به هر انسان عاقل صحّت است بهترين صحّت كه انسانرا رساند بر كمال * صحّت قلب است و اخلاق حميده از خصال صحّت قلبى ، كه از ايثار و ايمان آب خورد * با خدا و حقّ و با تقواى باطن تاب خورد قصّه بيمارى دل را ز قرآن بازجو * دقّت‌آور ( ناهيا ) تا چون نمايد گفتگو
هامش
( 1 ) ادنى پست‌تر و پائين‌تر ( 2 ) مستهان خوار