حكمت 373 قال عليه السّلام : ( دربارهء سخن )
بين اعضاء بدن محذورتر باش از زبان * بند او را با مهارت بند محكم ، در دهان
1 تا سخن را بر كسى القاء نكردى با زبان * بايگانى كردهاى با چيره دستى در دهان
گر چنين باشى سخن در اختيار است اندرون * ورنه آن را كردهاى از اختيار خود برون
تا نگفتى ، غالبى بر آنچه دارى از بيان * ور بگفتى غالب است و بر تو باشد زور آن
2 پس زبانت را نگهدار از تكلّم در دهان * آنچنان كه مال و پول و سيم و زر را در نهان
اى بسا كه يك سخن ، نعمت بدنبال آورد * بر خلاف آن گهى نقمت به دنبال آورد
هرزه گوئى ( ناهيا ) همراه دارد خار ننگ * خويش را محفوظ دار از اين شرار و نار ننگ
حكمت 374 قال عليه السّلام : ( همچنان دربارهء سخن )
تا توانى كم سخن گو ، بلكه آن را هم مگو * ( گر زمانى هم يكى گفتى نگوئى جز نكو )
( گر رود در گفتههايت احتمالى بر دروغ * مىشود مصباح عرض و آبرويت بيفروغ )
1 پس مگو آنچه نمىدانى بپيش اين و آن * بلكه آن را هم كه مىدانى نياور بر زبان )
شايد اين گفتار نيز آزار بخشد بر يكى * ليك در پندار تو باشد گناه كوچكى
( چون خداى قادر و دادار حىّ مقتدر * در زمان مقتضى فرموده حكم اصطبر )
( گر نينديشيده گفتى و نگفتى جز خطا * عضو گويائى در آن مسؤول باشد بر خدا )
( بهر خود امروز كن هر آنچه دانى از علاج * چون خدا روز قيامت با تو دارد اجتجاج )
كلّ اعضاء تو مسئولند ناهى كم مگير * ديدگان خويش را از اين وظيفه خم مگير
قرآن كريم در رابطه با اين بحث فرمايد :