رزق هر چند بيگمان برسد * ليك شرط است جستن از درها
گر چه كس بىاجل نخواهد مرد * تو مرو بر دهان اژدرها ( گلستان سعدى )
3 طالبى ، بر رزق تو سبقت نخواهد كرد ، هان * غالبى ، بر اخذ آن نهضت نخواهد كرد ، هان
روزى روزانهات كندى نخواهد كرد هيچ * ( آنچنان كه پيشى و تندى نخواهد كرد هيچ )
توضيح اختصارى از سيّد رضى رحمة الّه عليه در اين مناسبت
قد مضى هذا الكلام ناب مولى پيش از اين * ليك دارد حكمت حاضر نكاتى دلنشين
چشم پوشى از زيادى را نديدم مصلحت * ( اين نكات زنده را تكرار ديدم مصلحت )
واضح و گوياتر است اينجا ز باب پيش از اين * اين وضوح اختصارى اشرح « 1 » است و دلنشين
( ناهيا ) سيّد رضى ، فرمود ما را مستفيد * روزگار انديشه او را به نيكى پروريد
حكمت 372 قال عليه السّلام : ( در ناسازگارى دنيا )
عمر را چندان وفائى نيست جانا هوشدار * دهر را سازشگرائى نيست جانا هوشدار
1 اى بسا مستقبلى كه صبح آمد ، شب نديد * ناگهان صيد اجل شد در مزارش آرميد
( صبح بر او جشن كردند و گرامى داشتند ) * ليك شب ، بند و بساطى بر عزا برداشتند
صبح روزى غبطهاش بردند با صد آرزو * عصر ، اهل نوحه ، سر دادند روضه بهر او
تاج شاهى بر سرش كردند ، روزى بامداد * عصر ، جمعى از عزيزان ، سوى گورش ره گشاد
اين بود احوال دنيا ، اى جوان خوشنهاد * اهل بينش بر چنين دنياى فانى دل نداد
من همين روز و همين جا در ميانم با شما * ( ناهيا ) فردا نمىدانم كه بينى در كجا
هامش
( 1 ) اشرح مشروحتر