تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
( شاخه‌ها دارد فراوان مثل رشك و حرص و آز * پرچم قطع رحم را مىنشاند بر فراز ) ( ناهيا ) از بخل بين ، قطع حقوق مستمند * اهل بخل ، از اين جهت از مستمندان بىغمند

حكمت 371 قال عليه السّلام : ( درباره روزى )

رزق روزى خوار ، مىآيد بسويش بيگمان * مرغ ، بىچينه نخفته اندرون آشيان 1 رزق و روزى بر دو نوع است ، اوّل آنچه مىدهند * دوّمى آن چه ، برايش مىنمائى سعى چند اوّلى آنچه بدون سعى و زحمت مىرسد * دوّمى آنچه اگر طالب نباشى كى رسد ؟ 2 رزق سال آتى خود را به روى رزق روز * ( بر نياور ، كه نخواهد بود آنت دل فروز ) مىرسد رزق تو آن روز از خداى مهربان * ( گر چه بايد فكر روزى را نمائى در نهان ) رزق هر روز تو بر آن روز دارد اكتفاء * اين مقدّر گشت ما را در طريق اهتداء پس اگر سالى كه از عمر تو باشد ، هر سحر * مىرسد رزق تو از دادار حىّ دادگر غصّهء روزى مخور ، دارم برايت اين نويد * مىبرى رزق جديدى صبح فرداى جديد غصّهء رزق خود و فرزند خود را دل مگير * موقع ايلاد « 1 » گردد سطل پستان پر ز شير گر ز عمر تو نباشد سال آتى ، بهر چيست * جمع دارى ، رزق روزى را كه از عمر تو نيست
كسى بر رزق تو سبقت ندارد و از دستت نتواند و طالب آن نيست تا ترا غالب آيد . و نيز سعدى عليه الرّحمة در كتاب گلستان در تأييد بيان امام عليه السّلام چنين آورده است با اينكه رزق مقسوم خواهد رسيد ولى در جستجوى آن نبايد كندى نمود
هامش
( 1 ) ايلاد زاييدن