تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( آنقدر كه لرزه اندازد بجان روزگار ) * بر چنين تقدير من ، مبهوت ماند هوشيار در اراده ، سلطه دارد بندگانرا كردگار * چون كه او را نيست در اجراى حكمش اضطرار 4 مسألت داريم اكيدا ، از خداى ذو الجلال * اين كه ما را در امان دارد در آن روز از ملال ( تا نباشيم همچو نادانان به كيفر مبتلاء * از چنين خشم و بلا استغفر اللّه اى خدا ) بىپناهم ( ناهيا ) از اين وعيد « 1 » جانگذاز * جز خداى مهربان بر كس نگويم اين نياز

حكمت 362 قال عليه السّلام : ( دربارهء تقواى الهى و ارزش پرهيزگارى )

علم نادانسته را از مرد دانا ، يادگير * اى جوان در زندگانى درس تقوى يادگير 1 راويان آورده ما را اين روايت از على ( ع ) * در هدايت ، اين كند ما را كفايت ، از على ( ع ) آن زمانكه خطبهء منبر تلاوت مىنمود * ابتداء ، دربارهء تقوى وصيّيت مىنمود ( بود ، تقواى خداوند ابتداء هر بيان * جز زمانيكه صلاح برتر آيد بر ميان ) ايّها النّاس اتقّوا اللّه الها واحدا * ( جملة كونوا له عبدا منيبا قانتا ) كس نيامد بر جهان بيهوده بى جا بهر لهو * يا كه خود سر ، بىلگام و وارهيده بهر لغو
ترسيم زيباى امام ( ع ) از ظواهر دنيا و عجائب اخرى
2 نيست اين دنيا كه خود را پيش ما آراسته * جاى گير نعمت اخرى كه ايزد خواسته ( آن چنان دنيا كه در ظاهر عروس حجله است * در نظر پاكيزه‌تر از آب صاف دجله است ) با چنان اخرى كه موهون داشتندش در نظر * ( جلوه‌گر در ساحت آن ، صنع رب دادگر ) ( گر چه بر خود اين عروس دهر زينت داده است * پيش حور العين ، زشت و كور مادر زاده است )
هامش
( 1 ) وعيد وعده عذاب و كيفر
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 554 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى