حكمت 361 قال عليه السّلام : ( در نكوهش تبهكاران و زمان آنها )
خواهد آمد جانب ما فتنههاى روزگار * خلق بايد در چنين اوقات ، باشند هوشيار
1 مىرسد بر خلق دنيا روزگارى از زمان * كاندران از دين و قرآن مىنماند جز نشان
هيچى از قرآن نمىبينيد الّا رسم او * از اساس و پايهء اسلام ، الّا اسم او
( پس نخواهد ماند از قرآن ناطق در ميان * جز قرائتهاى معمولى و عرفى در زبان )
همچنان باقى نخواهد ماند از اسلام ناب * جز كه دارد در نكاح و عقد و غيره بازتاب
2 در مساجد جلوهء آثار عمران عالى است * ليك بنيادش ز فيض و رستگارى خالى است
عامران و ساكنان « 1 » آن اضل مردمند * از لحاظ خوى انسانى ، اذل مردمند
امام ( ع ) انگيزهء انحطاط ايشانرا از معالى « 2 » و مدارج انسانى چنين تشريح مىفرمايد
3 آن زمان از اهل آنها فتنه بر پا مىشود * ( از تباهيهايشان ايجاد غوغا مىشود )
معصيت در قلب ايشان خوش نمايد جاى خويش * ( مىنهد هر فتنه انگيزى به ميدان پاى خويش )
باز گردانند در آن فتنه ، آنكه پا كشاند * جانبش آرند مردى را كه از آن دور ماند
( فتنهها آن روز ، مردم را نمايند آزمند * پاى مردم جمله در دام حوادث در كمند )
خداوند سبحان به نفس خود قسم ياد مىفرمايد كه بر چنين مردم فتنهء بزرگى را بر انگيزاند
خالق عالم ، خداى لا شريك و لا مكان * در قسم اين گونه فرموده به خلق اين جهان
بر چنين مردم بر انگيزم شرار فتنه را * ( آن چنان كه چشم خود بينند نار فتنه را )
هامش
( 1 ) عامران و ساكنان آباد كنندگان مسجد و حضور يابندگان درياى منبر )
( 2 ) معالى مراتب بالا