تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
2 اعتبار « 1 » ، از عمر و عبرت از گذشت روزگار * ناصح منذر « 2 » بود بر هوشمند و هوشيار 3 از ادب اين بر تو كافى كه نخواهى بر عموم * آن چه را كه بهر نفس خويش دانى خوار و شوم ( ناهيا ) اين پند را در كار بستى ، نيز من * مىستيزم با طرفداران باطل تن بتن

حكمت 358 قال عليه السّلام : ( درباره علم با عمل )

علم اگر آب از عمل خورد ارجمند و پر بهاست * ورنه در مقدار ، مطرود عوام و پارساست 1 علم در معيار و سنجش ، بسته باشد بر عمل * بايد اهل آن هويدايش نمايد در عمل ( گر هويدايش نكرد آنگه به علمش جاهل است * در حقيقت علم و دانش در وجودش عاطل است ) علم داعى « 3 » بر عمل باشد مدام و مستدام * گر عمل پيشى نمايد بهره ورزد بر انام ورنه از آن دورى و ترك تقارن « 4 » مىكند * ترك همراهى و امداد و تعاون مىكند كس نگردد آن زمان از علم و دانش بهره‌ور * ( ناهيا ) انديشهء خود را بگردان بارور
و عليك صلواة المصلّين يا امير المؤمنين

حكمت 359 قال عليه السّلام : ( در دورى نمودن از دنيا )

دل مبند اى مرد عاقل بر متاع اين جهان * كس براى خود نبرد از آن ، نهائى آرمان
هامش
( 1 ) اعتبار عبرت يا بى ( 2 ) منذر ترساننده ( 3 ) داعى دعوت كننده ( 4 ) تقارن همنشين بودن